خانه | کتابخانه | کتاب شناسی شماره ۱: توحید مفضل

کتاب شناسی شماره ۱: توحید مفضل

                                                                       نام کتاب: توحید مفضل

                                                              تالیف از: ﻣﻔﻀﻞ ﺑﻦ ﻋﻤﺮ 

                                                              ترجمه از: ﻋﻼﻣﻪ ﻣﺤﻤﺪ ﺑﺎﻗﺮ ﻣﺠﻠﺴﻰ 

                                                              ﺗﺤﻘﯿﻖ از: ﺑﺎﻗﺮ بیدهندی

                                                              ﻣﻘﺪﻣﻪ از: ﻋﻼﻣﻪ ﻣﺤﻤﺪ ﺗﻘﻰ ﺷﻮﺷﺘﺮى

                                                              ﭘﺎورﻗﻰ از :ﻋﻼﻣﻪ ﺳﯿﺪ ﻣﺤﻤﺪ ﺣﺴﯿﻦ ﻃﺒﺎﻃﺒﺎﻳﻰ 

 

دانلود:

توحید مفضل

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ayatmadari.ir-tohidmofazzal

توضیحی مختصر درباره ی کتاب (برگرفته از سایت تبیان)

 

۱- مُفضّل که بود؟

نامش “مفضل “، نام پدر “عمر” و کنیه‌اش “ابو محمد” یا “ابو عبدالله “ است.(۱) در ‏اواخر قرن اول یا آغاز قرن دوم هجرى در شهر کوفه به دنیا آمده است.(۲)

وى از اصحاب جلیل القدر امام صادق و امام کاظم علیهما السلام بوده(۳) و در ‏نزد ائمه علیهم السلام از جایگاه رفیع و منزلت عظیمى برخوردار بوده و از اصحاب ‏خاص آنان به شمار می‌رفته است.

در عصر امام صادق (ع) و امام کاظم (ع) در کوفه وکیل آیشان بوده، نیز از جانب امام ‏صادق (ع) وظیفه داشت با اموالى که از طرف حضرت در اختیارش گذاشته شده بود و یا ‏اجازه اخذ آن ها را از مردم داشت، میان مردم را اصلاح کند و اختلاف ها را بردارد.(۴)

‏۲- مفضل در کلام امامان 

مهمترین دلیل عظمت این شخصیت کم نظیر اسلامى، روایات بسیارى است که در ‏فضیلت و برترى او از خود امامان علیهم السلام رسیده است. این روایات به قدرى زیاد ‏است که ذکر همه آن ها در این مجال نمی‌گنجد، اما چون مهمترین دلیل ما در اعتبار ‏این مرد به شمار می‌رود،(۵) به برخى از آنها اشاره می‌کنیم:‏

  • شیخ مفید از امام صادق (ع) نقل می‌کند که فرمود:

اى مفضل! به خدا سوگند تو را و دوستدار تو را دوست دارم. اى مفضل! اگر همه ‏اصحاب من آن چه را که تو می‌دانى می‌دانستند، هیچ گاه میان دو کس از آنان اختلافى ‏رخ نمی‌داد.(۶)‏

  • محمد بن سنان (۱۰) می‌گوید:

‏به خدمت امام کاظم (ع) شرفیاب شدم. در این هنگام فرزند بزرگوارش، على بن ‏موسى علیهما السلام در نزد او بود. امام کاظم (ع) به من فرمود: اى محمد! عرض ‏کردم: بله بفرمایید. فرمود: اى محمد! مفضل انیس و همدم و راحتى بخش من ‏بود.(۷)

  • یونس بن یعقوب می‌گوید:

‏“امام صادق (ع) فرمانم داد که به نزد مفضل بروم و مرگ اسماعیل (ع) را به او ‏تسلیت بگویم. آنگاه امام (ع) فرمود: به مفضل سلام برسان و به او بگو: مصیبت مرگ ‏اسماعیل بر ما وارد شد و صبر کردیم: تو نیز چون ما در این مصیبت صابر باش. ما ‏چیزى خواستیم و خدا چیزى دیگر اراده کرد و ما تسلیم امر خداى جل و علا ‏شدیم.(۸)

آیت الله خویى در کتاب “معجم رجال الحدیث” در ذیل این حدیث می‌گوید: این روایت ‏نشان از شدت علاقه امام صادق (ع) به مفضل بن عمر دارد و روایت، صحیح ‏است.(۹)

‏۳- معرفی کتاب توحید مفضل

امام صادق (ع) این حدیث بلند را در چهار روز و چهار نشست، بر مفضل املا فرموده ‏است. شاید بتوان براى هر مجلس عنوانى کلى را بر شمرد.

  • مجلس اول: درباره شگفتیهاى آفرینش انسان
  • مجلس دوم: درباره شگفتیهاى آفرینش حیوان
  • مجلس سوم: درباره شگفتیهاى آفرینش طبیعت
  • مجلس چهارم: درباره ناملایمات و گرفتاریها

‏۴- مشابهت استدلالهای “کتاب توحید مفضل” با “قرآن کریم”

دعوت مردم به تأمل و تدبر درباره اشیا و موجودات پیرامون خود، یک شیوه قرآنى است. با ‏یک نگاه در می‌یابیم که قرآن کریم بارها و بارها مردم را به تدبر و نگریستن در چیزهایى ‏فراخوانده که مردم در طول روز و بلکه هر لحظه و هر ساعت با آن در تماس هستند.

قرآن کریم مردم را تشویق می‌کند که به “شتر”، “آسمان “ و “کوهها” و “زمین “  و… ‏بنگرند. راستى مگر مردم آنها را ندیده‌اند؟ در پاسخ باید گفت: آرى دیده‌اند. اما در آنها ‏درنگ و اندیشه نکرده‌اند. اگر مردم در همین امور به ظاهر “بدیهى” بنگرند و براستى در ‏آنها اندیشه و تدبر نمایند، به شگفتیهاى تمام اجزاى آفرینش پى می‌برند. امام صادق (ع) ‏نیز که قرآن ناطق است مردم را به تأمل در کوه، دشت، دریا، آسمان، زمین، حیوان، ‏انسان، پرنده، درنده، و… فرا می‌خواند.

نظم، تدبیر، حکمت، اندازه گیرى و هماهنگى در اشیا محیر العقول است. در این جهان ‏هستى همه اجزا، از ستاره تا ذره با حکمت شگفتى همراه است. اما چون انسان تدریجا ‏با این جهان هستى آشنا می‌شود براى او همه چیز عادى و طبیعى جلوه می‌کند. ‏هنگامى که انسان به دنیا می‌آید هیچ نمی‌فهمد. اندک اندک رشد می‌کند و با پیرامون ‏خود آشنا می‌شود. این شناخت چنان آرام و تدریجى است که ملموس نیست. اگر انسان ‏در آغاز تولد از درک بالایى برخوردار بود و ناگاه وارد این عالم هستى می‌شد، حیرت و ‏شگفتى مانع حیات طبیعى او می‌شدند.

خواننده عزیز، سخنان امام (ع) را دست کم و آسان مگیر. راه نجات همین است که با ‏اندیشه در همین نظم و حکمت حاکم بر همه عالم، به مبداء متعال پى ببرى و نیک فرجام ‏شوى.

امام (ع)، مفضل و همه مردم را به اندیشه در آفاق و انفس فرا می‌خواند؛ زیرا آیات الهى ‏را در آنها می‌توان مشاهده کرد. ‏

قرآن کریم می‌فرماید: “بزودى آیات قدرت خود را در آفاق و در وجود خودشان به آنها نشان ‏خواهیم داد تا برایشان آشکار شود که او حق است.(۱۰)

پس اندیشه در سخنان امام صادق (ع) انسان را به سوى حقیقت رهنمون می‌سازد و ‏انسان وجود خدا را در همه جا می‌یابد. ‏

خداوند در ادامه آیه مذکور می‌فرماید: آیا اینکه پروردگار تو در همه جا حاضر است، کافى ‏نیست .

گویى اگر انسان در آفاق و انفس بیندیشد بر اثر حکمت هاى شگفت، خداى را نیز در همه ‏جا جلوه‌گر می‌بیند.

باید انسان عادت کند که در همه چیز بیندیشد. اگر کسى دیده عبرت‌بین داشته باشد، به ‏قول حضرت على (ع) همه چیز آفرینش عبرت آور است.

پس بى جهت نیست که در روایات ساعتى تفکر برتر از هفتاد سال عبادت شمرده شده ‏است.(۱۱) زیرا تفکر و اندیشه، انسان را به خدا می‌رساند. گاه انسان چیزى را می‌داند ‏ولى دانستن کافى نیست باید در دانسته‌ها اندیشید. امام صادق (ع) در همین کتاب، ‏بارها مفضل را چنین خطاب می‌کند: “اِنَّکَ تَرَى…”؛ یعنى: “تو می‌بینى که…” براستى ‏درحالیکه مفضل “مى داند” و بالاتر اینکه “مى بیند” پس امام از او چه می‌خواهد؟ امام از ‏او اندیشه و عبرت می‌خواهد؛ از این رو همواره می‌فرماید: “اى مفضل در…اندیشه کن و ‏از… درس عبرت بگیر”.

همه مردم می‌دانند که چوب بر روى آب می‌ماند و این در نظر آنان امرى عادى است و ‏مساله خاصى در آن نیست اما امام (ع) می‌فرماید: در همین امر اندیشه کنید عادى ‏بودن یک امر نباید مانع اندیشیدن شود، انسان از اندیشه در همین امور به ظاهر ساده به ‏مسائل بزرگى می‌رسد.

همه مردم بارها سقوط سیبى را از درخت دیده اند واى بسا گاه بر سر عده‌اى خورده ‏باشد و آخى! هم گفته باشند اما چرا در این میان تنها “نیوتن “ از سقوط سیب بر زمین و ‏طرح پرسشهاى فراوان به یک قانون بزرگ علمى (جاذبه عمومى) پى می‌برد؟ زیرا بدیهى ‏بودن و ساده بودن امور مانع اندیشیدن او نشده است. باید همه اجزاى این عالم را به ‏چشم اندیشه بنگریم.

غالب مردم از شگفتیهایى چون، کهکشانها، آسمان، موشک، هواپیما، سفر انسان به ‏کرات دیگر، شکافته شدن اتم و دیگر امور خارق العاده، بهت‌زده، عبارت “جل الخالق “ را ‏بر زبان جارى می‌سازند، در حالى که “جلیل “ و “حکیم “ بودن خدا در همه چیز، جارى و ‏سارى است و این همان چیزى است که امام از مفضل و همه انسانها می‌طلبد.

به مضمون آیه برگردیم: “در جهان طبیعت و آفاق و در جهان درون و انفس ‍ اندیشه کنید تا ‏پى به وجود «حق»  ببرید”.‏

 ‏۵- “توحید مفضل”؛ معجزه‌ی امام صادق

‏“معجزه “، عملى است که دیگران از آوردن آن عاجز باشند. همیشه وقتى که مردم ‏بخواهند از معجزه‌هاى ائمه علیهم السلام نام ببرند، فکرشان به سوى، زنده کردن مرده، ‏برگرداندن خورشید، شفا دادن بیمار لاعلاج و دیگر امور می‌رود. در حالى که “نهج البلاغه ‏‏“ معجزه است، “صحیفه سجادیه “ معجزه است، و “توحید مفضل “ نیز معجزه است و ‏ضرورتى ندارد که آنها را بکاویم تا یک سخن از آینده و یک پیشگویى ببینیم.

این کتاب یک معجزه است، امام صادق (ع) به فلسفه و اسرار آفرینش ‍ کاملا احاطه ‏داشته و در القاى این درسها به صورت فیلسوفى الهى، دانشمندى کلامى، پزشکى ‏حاذق، تحلیلگرى شیمیدان، تشریح کننده‌اى متخصص، کارشناس کشاورزى و درختکارى ‏و به یک کلام، “عالم و آگاه از همه پدیده‌هاى میان آسمان و زمین “ جلوه گر شده ‏است.

براستى چه اعجازى از این بالاتر؟!

ناگفته نماند، از همان نوع معجزهاى “جلى“ و آشکار که درک اعجاز در آن به تدبر و ‏اندیشه زیاد نیاز ندارد در این کتاب وجود دارد؛ از جمله:

‏۱– هنگامى که امام (ع) درباره عجایب آفرینش ماهى سخن می‌گویند، می‌فرمایند: ‏‏ماهى، آب را از دهان می‌گیرد و از دو گوش بیرون می‌کند تا چون دیگر حیوانات از فواید ‏هوا بهره ببرد.

این سخن به روشنى بیانگر تنفس و استفاده ماهى از “اکسیژن” است که قرنها پس از ‏سخن امام کشف شده است.

‏۲– هنگامى که امام (ع) درباره ستارگان و حرکت آنها سخن می‌گوید، براى هر ستاره دو ‏حرکت را ذکر کرده اند، آنگاه این دو حرکت را به حرکت کردن مورچه بر روى سنگ آسیاب ‏به سمت چپ و حرکت سنگ به سمت راست تشبیه کرده‌اند. در چنین صورتى سنگ به ‏جانب راست می‌گردد و مورچه با اینکه با سنگ می‌گردد اما خود نیز به جانب مخالف و از ‏راست به چپ می‌گردد.

از سخن و مثال امام (ع) می‌توان به حرکت “وضعى” و “انتقالى” و جهت حرکت ستارگان ‏پى‌برد. البته امام (ع) در این بخش و بسیارى از قسمتهاى دیگر مفصلا بحث کرده‌اند و اگر ‏دانشمندان متخصص هر رشته به گرد هم آیند و به بحث بنشینند بى شک دهها و صدها ‏قانون حتى کشف نشده را در می‌یابند. اما افسوس که بشر با بى اعتنایى به سخنان ‏معصومین علیهم السلام بزرگترین ستم را بر خود روا می‌دارد.

‏۳– امام (ع) در بحث “هوا”، آن را عامل حرکت امواج صدا دانسته‌اند، امروز نیز به اثبات ‏رسیده که در مکان بى هوایى (خلا) امواج به حرکت در نمی‌آیند. نیز مرکب بودن هوا و ‏جسم بودن آن بدرستى از سخن امام (ع) فهمیده می‌شود در صورتى که در آن اعصار ‏مردم به مرکب بودن هوا و جسم بودن آن پى‌نبرده بودند.

‏۴ می‌توان “حرکت زمین “ و “کروى “ بودن آنها را از عبارات آنان در این بخشها فهمید. ‏امام (ع) فرموده است:‏

فجعلت تطلع اول النهار من المشرق فتشرق على ما قابلها من وجه المغرب؛ یعنى: ‏خورشید چنین آفریده شد که از جانب مشرق طلوع کند و بر آنچه که از جانب مغرب با آن ‏رو به رو می‌شود بتابد.

بویژه تکیه ما بر روى “ما قابلها من وجه المغرب “ است. و اینکه امام (ع) نفرمود: “قابلته “ ‏که ضمیر به خورشید برگردد و این نشان از آن است که بر اثر گردش زمین نور خورشید به ‏همه جاى آن می‌رسد.

نیز در جاى دیگر هنگام ذکر فواید غروب کردن خورشید از جمله می‌فرماید: و غروب ‏می‌کند تا بر آنچه که در آغاز صبح نتابیده بتابد” براستى چه عبارت شگفتى است! شما ‏اگر درست دقت کنید می‌یابید که در این جمله کروى بودن زمین و حرکت آن نهفته است.

در جاى دیگر می‌فرماید “و خورشید بر زمین می‌تابد تا هر بخش از زمین نصیب خود را از ‏نور آن بگیرد” این جمله نیز هم بیانگر کروى بودن زمین و هم حرکت آن است؛ زیرا در ‏عبارات امام (ع) “قسط” است که ما آن را “نصیب “ ترجمه کردیم. و “قسط” نوعى ‏همانندى نسبى است و این در حالت کروى بودن زمین درست است.

در هر حال سراسر کتاب اعجاز و شگفتى است و تنها باید در آن اندیشید و به مبداء ‏اعلى یقین پیدا کرد.‏

 ‏۶- رفع یک شبهه

ممکن است کسى عبارتى را بخواند و خیال کند که با علم جدید نمی‌سازد. چنین فردى ‏باید به چند نکته توجه کند:

  • دانش انسان عادى محدود و اندک است و خداوند می‌فرماید: و ما اوتیتم من العلم الا ‏قلیلا(۱۲)

یعنى: جز اندکى، به شما دانشى نداده‌ایم. پس انسان نباید بر منبع نور و دانش الهى ‏یعنى سخن امام معصوم خرده بگیرد؛ زیرا ما دانش اندک داریم و هنوز به جایى ‏نرسیده‌ایم، به عبارت دیگر معیار علم، علم امام (ع) است به علم ما و اگر نکته اى را در ‏نیافتیم بدانیم که هنوز به حکمت دانش امام نرسیده‌ایم.

  • بسیارى از سخنان امام صادق (ع) در گذشته‌ها غریب می‌نمود ولى امروزه با ‏کشفهاى تازه حقیقت آنها روشن شده. اى بسا این سخنان نیز امروزه معلوم نگردد و ‏بشرهاى آینده با پیشرفت دانش به آنها دست یابند، مگر همه دانش را در اختیار این ‏نسل گذشته‌اند تا قضاوت نهایى با ما باشد؟
  • هر جا که شبهه‌اى پیش آمد باید از دانشمندان اسلامى و متخصصان لغت شناس ‏پرسش نمود؛زیرا بسیارى از رازها با “الفاظى “ بیان شده که قابل تدبیر و اندیشه است ‏و چه بسا در مرحله اول معنى خاصى ندهد ولى وقتى در آن لغت و معناى آن در آن ‏اعصار و… تدبیر شود به کشف عظیمى دست یابیم.

در جایى امام (ع) سردى زمین را یکى از شگفتیها شمرده‌اند. اى بسا کسى به محض ‏دیدن این عبارت _خدای ناکرده_ بر منبع علم الهى خرده بگیرد که درون زمین داغ و ‏سوزان است، این شخص غافل، به عمق سخن امام و اینکه با قرینه‌هاى فراوان مقصود ‏امام همین پوسته زمین بوده است، بدرستى پى نبرده و توجه نکرده است. براستى ‏شگفت نیست که کره‌اى بیرون و درونش آتش باشد اما مردم از پوسته سرد و مناسب آن ‏بهره ببرند؟

در جاى دیگر، امام (ع) فرموده اند: درس عبرت بگیر که اگر زمین ثابت و آرام نبود، ‏مردم…

باید دانست که ثابت بودن دو معنى دارد، یکى در برابر لرزش و حرکتهاى نامتعادل و ‏دیگرى در برابر مطلق حرکت. امام (ع) در این قسمت تصریح نموده‌اند که اگر زمین همواره ‏در لرزه و اضطراب بود…” پس این ثبات و آرامش با حرکت دورانى و متعادل زمین تضادى ‏ندارد.

هر جا که عبارتى از امام را در‌نیافتیم باید اینگونه در معانى کلمات و قرائن آن اندیشه ‏کنیم و به حقیقت برسیم. اگر نرسیدیم دانش خود را اندک بشماریم نه خاندان وحى و ‏علم مطلق را متهم نماییم.‏

  • این را نیز نباید فراموش کرد که امام همیشه مخاطب خود و سطح فکریش را نیز در ‏نظر گرفته، آنگاه پاسخ می‌دهد. البته نباید پنداشت که پاسخهای دستِ‌پایین امام در ‏مقابل پرسشهای عوام، نادرست یا ضعیف است بلکه یا اشاره به گوشه‌ای که در فهم ‏آنان باشد است و یا کلامی تمثیل‌گونه برای نزدیک کردن پرسشگر به حقیقت.‏

‏۱- الذریعه الى تصانیف الشیعه ، ج ۴، ص ۴۸۲.

‏۲- “توحید المفضل “ با مقدمه و تعلیقه هاى آقاى “کاظم مظفر”، ص ۴.

‏۳- “رجال شیخ طوسى “، در اصحاب امام صادق (ع )، ص ۳۱۴ و اصحاب امام کاظم (ع )، ص ۳۶۰.

‏۴- “اصول کافى “، ج ۲، ص ۲۰۹.

‏۵- اعتبار کتاب را منوط به اعتبار او ندانستیم ؛ زیرا به تعبیر مرحوم مجلسى که در آینده مى آید، متن کتاب ‏بخوبى گویاست که سخنان معصوم است و حتى ضعف راوى و…زیانى به حدیث نمى رساند، بویژه آنکه ‏حدیث درباره احکام نیست و عقل در آن نقش بیشترى دارد.

‏۶- “الاختصاص “، ص ۲۱۶، حدیث مفضل و آفرینش ارواح شیعیان از ائمه (ع ).

‏۷- “محمد بن سنان “ در سند روایت مفضل هست و این روایت دلیل اعتبار و منزلت او در نزد امام (ع ) است ‏‏.

‏۸- “عیون اخبار الرضا (ع “) ج ۱، باب ۴، حدیث ۲۹.

‏۹- “اصول کافى “، ج ۲، کتاب الایمان و الکفر، باب صبر، حدیث ۱۶.

‏۱۰- “معجم رجال الحدیث “، ج ۱۸، ص ۳۰۲.

‏۱۱- سوره فصلت ، آیه ۵۲..

‏۱۲- سوره اسراء، آیه ۸۵‏

توضیحات برگرفته از سایت تبیان (با تصرف و تلخیص مختصر):

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=54670

توضیحات بیشتر در سایت مشرق:

http://www.mashreghnews.ir/fa/news/337544/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%D8%B4-%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%88-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B2%D9%86%D9%86%D8%AF

دریافت توحید مفضل برای اندروید از سایت بازار:

https://cafebazaar.ir/app/com.tohidemofazzal.book.AOTVUCACVUZATVYJ/?l=fa

جوابی بنویسید

ایمیل شما منتشر نخواهد شدخانه‌های ضروری نشانه‌گذاری شده است. *

*