خانه | آیت‌مداری چیست؟ | تفاوت میان آیت و مثال

تفاوت میان آیت و مثال

در مباحث آیت شناسی، توجه به این نکته که «آیت با مثال فرق دارد» ضروری است.

“مثال”: مانندِ شیئ در خیال و فکر است؛ به عبارت دیگر، یک واقعه را در خیال و ذهنمان تصوّر کرده و آن را معرّفی می کنیم.

“آیت”: حاقّ واقع در شیئ است، یعنی حقیقتی در شیئ واقع شده، و در آن حبس شده است. به زبان دیگر، آن غایت و مقصودی است که پدیده یا شیئ برای نشان دادن آن خلق شده است.

ــــــــــــــــــــــــــــــ

در توضیح “مثال” می توان این طور گفت:

در مثال، ما از مجهولی به معلومی آدرس می دهیم.

مانند این مثالی که خداوند در قرآن می فرماید: کمثل الحمار، یحمل اسفارا

حمار(الاغ) : معلوم

افرادی که علم دارند و عمل نمی کنند : مجهول

ayatmadari.ir-ayat va mesal (2)

در ادامه می توانیم به مُثُل افلاطون اشاره کنیم. مُثُل افلاطون نیز یک گزاره ی مثالی است که مانندِ واقع اما در فکر شخصی به اسم افلاطون است.

ayatmadari.ir-ayat va mesal (4)

برای توضیح بیشتر می توان به پرتره هایی که از افراد کشیده می شود اشاره کرد. این تصاویرِ چهره را به درستی در زبان فارسی تمثال می گویند، چراکه تصویری ذهنی از واقعیت بر روی پرده کشیده شده است.

ــــــــــــــــــــــــــــــ

اما در توضیح “آیت” باید این طور گفت:

آیت، حاقِّ واقع است یعنی آن حقیقتی که واقع شده تا این پدیده یا شیئ شکل بگیرد.

مانند آیت خورشید و ماه و زمین:

نور خورشید، آیتِ نور ایمان و حکمت و حقیقت است؛ نور ماه، آیتِ نور علم است و زمین، آیتِ قلب انسان است.

در طبیعت، ماه از خودش نور ندارد، نورش را از خورشید می گیرد و بازتاب می دهد. آفتاب کاملا اطراف بشر را روشن می کند، اما مهتاب حداکثر تا ده متر جلوی انسان را روشن می کند. نور خورشید گرما دارد در حالی که نور مهتاب گرما و شدت ندارد. نور خورشید حیات کره ی زمین را رقم می زند؛ اما در شب محاق(یک شب در هر سی شب) که ماه در آسمان پیدا نیست بسیاری از انسان ها متوجه این عدم حضور نمی شوند. این جا زمین منفعل است؛ یا از خورشید نور می گیرد یا از ماه.

علم، نور با واسطه دارد و اصالت از آنِ حکمت است. حکمت از علم بالاتر است، غربی ها هم اذعان دارند که فلسفه از علم بالاتر است، چرا که خود آن ها می دانند علمی که به پوزتیویسم یا اثبات گرایی برسد فاجعه در پی دارد. علم ابطال پذیر است اما حکمت بیانی استوار است و حکیم سخن بیهوده نمی گوید.

البته توجه کنیم که علم هم در تلقی قرآنی شریف است چنان که در قرآن کریم داریم: هل یستوی الذّین یعلمون و الذّین لا یعلمون. اما حکمت از آن بالاتر است. (چنانکه در مطلب ایمان به «آیات الهی» از هفت متعلَّق ایمان تشریح شد)

ayatmadari.ir-ayat va mesal (4)

حال از آیت شناسی خسوف و کسوف بر می آید:

کسوف یا خورشید گرفتگی زمانی رخ می دهد که ماه بین خورشید و زمین قرار می گیرد. این ماه که قرار بود فقط نور خورشید را رفلکس دهد، این آیتی است از حجاب نوری که گاه جلوی خورشید حقیقت را می گیرد.

خسوف نیز زمانی اتفاق می افتد که زمین بین خورشید و ماه قرار می گیرد و ماه را تاریک می کند. این رخداد آیت انانیت یا خود محوری در انسان است که گاه خودش جلوی نور را می گیرد.

در تفاوت آیت از مثال، در اینجا ما کشف رمز از پنج پدیده ی هستی کردیم یعنی به طور خلاصه:

خورشید : نور حقیقت و حکمت

ماه : نور علم

زمین : قلب انسان

کسوف : حجاب نور

خسوف : انانیت

ayatmadari.ir-ayat va mesal (3)

این پنج عنصر حاقّ واقع هستند، یعنی آن حقیقتی که واقع شده تا این ها بوجود آیند. به زبان ساده می توان گفت خورشید خلق شد تا آیت حقیقت را به بشر بیاموزد، هم چنین ماه و زمین و … .

بیان این مطلب نیز جالب توجه است که در فلسفه پرسش ناظر به وجود است؛ یعنی فیلسوف می پرسد موجودات می توانستند نباشند، چرا هستند؟

اما در آیت مداری، حکیم می گوید این موجود هست چون باید می بود حال این موجود به چه منظوری خلق شده است؟

فایل ورد این پست:

ayatmadari.ir-ayat va mesal

فایل پی دی اف این پست:

 ayatmadari.ir-ayat va mesal

۱۸ نظر

  1. سلام
    می خواستم بدونم چه اصراری دارید که یک اشتباه را باب کنید؟
    تعداد متعلقات ایمان حداقل یازده تا است در قرآن: ایمان به نور، ایمان به حدیث، ایمان به کلمات و …
    قرآن را درست بخوانید، همه ی اینها هست و چه اصراری هست که نبینید. آزاده باشید

    • حکیم (مدیر سایت)

      علیکم السلام
      مخاطب عزیز؛
      در مورد تعداد متعلقات ایمان حکیمان مختلف شمارش‌های گوناگونی داشته‌اند. تعداد هفت متعلق نظر استاد عباسی بر اساس آیات صریح قرآن حکیم است که چهارچوب نظری آن را در سلسله کلاس‌های خود در کرسی نظریه‌پردازی کلبه کرامت تدریس کرده‌اند.
      شما می توانید جلسه ۲۳۴ را که به تبیین این مورد پرداخته اند از سایت زیر دریافت و مشاهده کنید.
      http://www.kolbeh-keramat.ir/attendance.php

  2. مقاله روشنگرانه ای بود.
    تشکر

  3. هوالحکیم
    با سلام و تشکر از مطلب مفیدتون.

    یا زهرا

  4. عالی بود
    ممنون خدا خیرتان دهد

  5. سلام
    خب ایشان هم در تعداد متعلقات ایمان اشتباه کرده اند. چه اصراری دارید که اشتباه ایشان را دنبال کنید؟
    آزاده باشید و آزاد بیندیشید

    • سلام علیکم مخاطب گرامی. نظر شما باعث بسی خوشحالی است چرا که نشان دهنده ی تاملتان در این موضوع است. استاد حسن عباسی سال هاست که روی متعلقات ایمان تحقیق و واکاوی می کنند؛ اما اگر در سلسله جلسات کلبه کرامت دقت کرده باشید بارها در مباحث مختلف گفته اند که تا آنجا که من بررسی کرده ام ، این به معنی وسواس شخص استاد در ارائه ی نظر است. اما در خصوص متعلقات ایمان ایشان با سند قرآنی تعداد آن ها را هفت تا می دانند که به طور مثال درباره ایمان به غیب «الذین یومنون بالغیب» در آیه ۳سوره مبارکه بقره نشان دهنده ی لزوم ایمان به غیب است و قص علی هذا.
      اما هیچ بعید نیست که این تعداد بیشتر شود که این تحقیق و عمیق شدن ما و شما را در آیات نورانی قرآن کریم می طلبد.

  6. سلام
    برایم یک سوال پیش اومده ممنون میشم بهم پاسخ بدین
    در آیت مداری، حکیم می گوید این موجود هست چون باید می بود حال این موجود به چه منظوری خلق شده است؟
    یعنی اینکه در حکمت چرا وجود نداره؟ یا اینکه حکیم چرا میگه باید می بود؟(سوال من در رابطه با این قسمت هست که درِش گفته شده باید می بود و این باید می بود از کجا اومده؟)

    • سلام علیکم
      استاد حسن عباسی در سلسله جلسات کلبه ی کرامت گفتند:
      حکیم از چرایی می پرسد؛ در واقع از غایت خلقت می پرسد. در حالیکه ساینتیست (دانشمند) از چگونگی می پرسد و کاری با چرایی ندارد.

      • خیلی ممنون از پاسخگوییتون
        اها یعنی
        حکیم با سعی بر پاسخگویی به چرایی
        به نوعی سعی بر پاسخ به باید میبودی که ذکر شده بر میاد؟

      • ضمن عرض سلام مجدد و خدا قوت خدمت شما مخاطب عزیز و گرامی؛
        ابتدا به سؤالات اولیه ی شما بازمی گردیم سپس در صدد پاسخگویی به سؤالات بعدی بر می‌آییم.
        آیت به معنی رویت پدیده‌ها در عالم خلقت است. حال چه کسی می‌تواند پدیده‌های عالم خلقت را رویت کند؟ او چگونه این کار را انجام می‌دهد؟
        حکیم. حکیم کسی است که چشم فوادش باز است می‌تواند پدیده‌های موجود در عالم خلقت را رویت کند. هر کس چشم فوادش کور یا فوادش اشغال باشد از رویت حقایق موجود در عالم باز خواهد ماند. پس زمینه داشتن نگاه آیت بین به عالم حکمت، رسیدن به درجه ی رویت است.
        حکیم می‌داند خلقت خداوند بدون غایت و بی هدف نیست. از سوی دیگر می‌داند که در پس خلقت هر کدام از پدیده‌های موجود، حکمت الهی نهفته است و در این مورد شکی به دل خویش راه نمی‌دهد. این در حالی است که غیرحکیم و در سطحی پایین تر مخالف حکمت و مخالف حکیم کسی است که برای عالم، خالقی قائل نیست و به وجود آمدن پدیده‌های موجود در عالم را به تصادف نسبت می‌دهد مانند داروینیست‌ها.
        در قرآن کریم باشیدن و بودن (پدیده‌ها و مخلوقات) به خداوند نسبت داده می‌شود نه غیر او و نه مبتنی بر تصادف.
        بَدِیعُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَإِذَا قَضَى أَمْراً فَإِنَّمَا یَقُولُ لَهُ کُن فَیَکُونُ (سوره مبارکه بقره آیه ۱۱۷)
        إِنَّمَا قَوْلُنَا لِشَیْءٍ إِذَا أَرَدْنَاهُ أَن نَّقُولَ لَهُ کُن فَیَکُونُ (سوره‌ی مبارکه نحل آیه ۴۰)
        در این آیات پدید آمدن آسمان‌ها و زمین به اراده الهی بستگی دارد. اگر اراده و قول خداوند نباشد هیچ پدیده ای در عالم به وجود نمی‌آید. پس وجود یا عدم وجود پدیده‌ها به خواست بشر، حکیم یا هر کس و موجود دیگر نیست بلکه به خواست و اراده‌ی خداست. حکیم (یا هر موجود دیگر) نمی‌تواند در باشیدن و بودن پدیده‌های خلقت دخل و تصرف داشته باشد. طبعاً حکیم نمی‌تواند در حقیقت نهفته در پدیده‌ها نیز دخل و تصرف داشته باشد و در آن‌ها تغییر ایجاد کند. چرا که خداوند متعال خود پدیده را خلق کرده، غایت آن را می‌داند و خود اوست که حقیقت را در دل آن پدیده قرار می‌دهد. با این اوصاف کار حکیم چیست؟
        حکیم کار بیهوده و ناقص انجام نمی‌دهد. کار حکیم در نگاه آیت مدارانه به عالم، کشف حقایق مستتر در پدیده‌های موجود در خلقت است. این کشف حکیم مبتنی بر حقیقتی الهی است. حکیم در واقع علت و حقیقت خلقت پدیده‌ها و مخلوقات را رویت می‌کند و آن‌ها را به دیگران یاد می‌دهد. پرسش حکیمانه پرسشی غایت مدارانه درباره‌ی چرایی خلقت پدیده‌های عالم است؛ بر خلاف ساینتیست ها که عمده‌ی تمرکزشان بر پرسش از چگونگی عملکرد پدیده‌ها و چیستی آن‌هاست و توجهی به غایت خلقت پدیده‌ها ندارند. نه اینکه حکیم از چگونگی و چیستی نمی‌پرسد بلکه حکیم پا را فراتر نهاده از چرایی خلقت پرسش می‌کند. نگاه ساینتیست ها ناقص و البته منحط است اما حکیم کار ناقص و بیهوده انجام نمی‌دهد. حکیم حقیقت را می‌بیند در حالی که ساینتیست واقعیت‌ها را آن هم نه تمام و کمال بلکه با نقص‌هایی مشاهده می‌کند.
        لذا در سیر خلق و بودن و باشیدن پدیده‌ها و مخلوقات عالم، بشر نمی‌تواند دخل و تصرفی داشته باشد. خداوند است که می‌فرماید: «باش، سپس می‌باشد» نه بشر یا هر موجود و مخلوق دیگر. توجه شود که زنده شدن مرده و جان بخشی به اشیاء که در دایره‌ی معجزات پیامبران قرار می‌گیرند همگی با اذن پروردگار و به خواست و اراده‌ی او صورت می‌گیرند. البته این موضوع با اختیار انسان منافاتی ندارد. مثلاً حضرت عیسی علیه السلام با اختیار مسیر حق را بر می‌گزیند و لیاقت برخورداری از معجزات الهی را پیدا می‌کند. معجزات الهی هم آیت‌اند.
        فَأَرَاهُ الْآیَهَ الْکُبْرَى (سوره‌ی مبارکه‌ی نازعات آیه ۲۰)

  7. استاد می فرمایند هدف از خلقت خورشید و ماه و مخلوقات دیگر طبق کلام قرآن آیات خدا هستند نشانه ای است که در درون آن حبس شده است و باید آنرا رمزگشایی کرد.
    آیا آیتی که در قرآن به آن اشاره شده مربوط به نظم آفرینش نیست؟ و این نظم نشان دهنده وجود خالق دانا و توانا و حکیم است؟ آیا می توان گفت نگاه حکماء به مخلوقات خدا نگاه ماورآء ماده است چرا که در نگاه مادی تنها تفسیر که می توان از آیت داشت نظمی است که در مخلوقات است و نشان دهنده خالقی دانا و توانا است. یعنی بر اساس چه معیار، شاخص و سندی می توان متوجه شد که آیت مخلوقات چیست(از منظر نگاه استاد)
    حکیم کسی است که از طرف خدا حکمت به او اعطا شده است و تنها اوست که می تواند حقیقت اشیاء را آنگونه که هستند ببیند یعنی تنها حکیم است که آیت محسور شده در مخلوقات را می تواند رمزگشایی کند آیا این جمله درست است؟
    اگر درست است دوستان از کجا متوجه شدند که آیت خورشید، ماه و … در چیست؟
    ممنون از حسن توجه شما

    • سلام علیکم.
      مخاطب گرامی، سوال شما چند بخش داشت که ما هر بخش را به طور مجزا با توجه به آن چه از مباحث استاد یافته ایم (که ان شاء الله این درک درست باشد) پاسخ می دهیم:
      ۱- پرسش شما: استاد می فرمایند هدف از خلقت خورشید و ماه و مخلوقات دیگر طبق کلام قرآن آیات خدا هستند نشانه ای است که در درون آن حبس شده است و باید آنرا رمزگشایی کرد.
      آیا آیتی که در قرآن به آن اشاره شده مربوط به نظم آفرینش نیست؟
      پاسخ ما: بله، هدف و غایت در درجه اول از آفرینش همه ی مخلوقات آیت آن هاست و در درجه دوم موارد ظاهری مانند استخراج برهان نظم، ساخت اشیاء مورد نیاز انسان از ظاهر آن ها، تقلید انسان در رفتار از آن ها و مواردی از این دست.
      ۲- پرسش شما:و این نظم نشان دهنده وجود خالق دانا و توانا و حکیم است؟
      پاسخ ما: بله، این که منافاتی با استخراج و کشف آیت ندارد، بلکه موازی هم هستند.
      ۳- پرسش شما: آیا می توان گفت نگاه حکماء به مخلوقات خدا نگاه ماورآء ماده است چرا که در نگاه مادی تنها تفسیر که می توان از آیت داشت نظمی است که در مخلوقات است و نشان دهنده خالقی دانا و توانا است.
      پاسخ ما: بله، نگاه حکما از سطح ماده بالاتر می رود؛ اما “تنها” تفسیر در نگاه مادی دریافت نظم نیست. از ظاهر پدیده ها به موارد دیگر نیز می توان رسید که استاد بارها اشاره کرده اند مثلا ساخت هواپیمای ایرباس از ظاهر دلفین، خب این یک اختراعی است که منافع زیادی برای بشر داشته اما غایت خلقت خدا نبوده، بلکه جزء سطحی ترین هدف های پروردگار عالم بوده است.
      ۴- پرسش شما: یعنی بر اساس چه معیار، شاخص و سندی می توان متوجه شد که آیت مخلوقات چیست (از منظر نگاه استاد)
      پاسخ ما: استاد در جلسات مختلف فرموده اند که ممکن است هرکسی آیتی متفاوت را از یک پدیده ی مشخص کشف کند و همه هم صحیح کشف کرده باشند یعنی این که شما می فرمایید از کجا می شود فهمید که آیت فلان مخلوق چیست، نکته این است که ممکن است یک مخلوق فقط یک آیت نداشته باشد پس نمی توان گفت که دیگری درست کشف کرده و شما اشتباه. البته این نکته مهم است که هر کسی هر چیزی درباره آیت فلان پدیده گفت لزوما صحیح نیست بلکه قواعدی دارد؛ به عنوان مثال این که فرد از ظاهر پدیده پا را فراتر گذاشته و به کنه خلقت پدیده نظر کند. دوم اینکه مومن باشد، چراکه فقط حکیم می تواند کشف آیت کند (البته حکیم بودن درجه دارد که اعلاترین درجه ی آن برای خداوند است و سپس قرآن و اهل بیت علیهم السلام و در درجات بعدی بزرگان و سپس مومنین).
      پرسش شما: حکیم کسی است که از طرف خدا حکمت به او اعطا شده است و تنها اوست که می تواند حقیقت اشیاء را آنگونه که هستند ببیند یعنی تنها حکیم است که آیت محصور شده در مخلوقات را می تواند رمزگشایی کند آیا این جمله درست است؟
      پاسخ ما: بله، تعریف شما صحیح است و همان طور که در بالا هم اشاره شد هر قدر فرد حکیم تر، آیاتی که کشف کرده عمیق تر (مثلا حدیث توحید مفضل امام صادق علیه السلام)
      پرسش شما: اگر درست است دوستان از کجا متوجه شدند که آیت خورشید، ماه و … در چیست؟
      پاسخ ما: این بخش از سوال شما کم برای ما گنگ است. منظور شما از دوستان کیست؟ مخاطبینی که آیت ارسال می کنند؟ اگر چنین است که در بالا عرض کردیم ممکن است برای یک پدیده آیات متعددی وجود داشته باشد و این که آیا آن آیت صحیح است یا نه را احتمالا حکیمان با درجه بالاتر از حکمت می توانند تشخیص دهند اما این نباید مانع از آیت بینی ما با درجه پایین از حکمت شود.
      ممنون از نگاه عمیق شما مخاطب بزرگوار

  8. باقر امینی بیات

    با سلام
    شما در تمایز آیت با مثال نوشته اید که:
    “در مثال، ما از مجهولی به معلومی آدرس می دهیم.
    مانند این مثالی که خداوند در قرآن می فرماید: کمثل الحمار، یحمل اسفارا
    حمار(الاغ) : معلوم
    افرادی که علم دارند و عمل نمی کنند : مجهول”
    حال چگونه است که در تشریح کعبه که آیت امام است، چنین بیان شده که:
    «مثلُ الإمامِ مثلُ الکعبه یُأتی و لا یأتی. مَثَل امام، مثل کعبه است؛ که باید به سوی او آیند و او به سوی مردم نمی رود.»
    در حالیکه روایت فوق بیان مثال می باشد. این دو چکونه باهم قابل جمع اند؟
    با تشکر

    • مخاطب ارجمند، سلام علیکم
      – هر پدیده ای در عالم خلقت می تونه آیت باشه. نمیشه گفت که چون در حدیثی از کعبه با عنوان مثال یاد شده پس آیتی در پس اون نهفته نیست. علاوه بر اینکه کعبه مثاله آیت هم میتونه باشه.
      – آیت و مثال با هم تفاوت دارن اما با قاطعیت نمی تونیم بگیم از هم مجزا هستن. مثال می تونه جزئی از آیت باشه. ما یه کعبه داریم که می تونیم مثال های متنوعی از اون بزنیم. مثل این: مثل خدامحوری مثل کعبه است.
      در این حدیث از وجه شباهت و همانندی امام با کعبه صحبت شده (ما به سوی کعبه حرکت می کنیم نه کعبه به سوی ما) که بیش از آیت به مثال ارتباط داره. اما ما می تونیم کعبه رو هم آیتی بدونیم از جانب خدا.
      – مثال میتونه به تبع آیت تعریف بشه. آیت یعنی رویت پدیده ها در خلقت. رویت با چشم سر صورت نمیگیره بلکه با چشم دل و فواد صورت میگیره. در صورتی که فواد فرد اشغال یا کور باشه نمیتونه پدیده ها رو رویت کنه و به حقیقتشون پی ببره. حکیم کسیه که فوادش بیناست به این خاطره که حکمت زمینه نگاه آیت بین رو فراهم می کنه. پس اگه ما نگاه آیت مدار به عالم داشته باشیم می تونیم از اون برای زدن مثال استفاده کنیم. یعنی نگاه آیت بین می تونه زمینه مثال زدن رو فراهم کنه. به آیه زیر دقت کنید.
      مَثَلُ الَّذِینَ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ أَوْلِیَاءَ کَمَثَلِ الْعَنکَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَیْتًا وَإِنَّ أَوْهَنَ الْبُیُوتِ لَبَیْتُ الْعَنکَبُوتِ لَوْ کَانُوا یَعْلَمُونَ ﴿العنکبوت: ۴١﴾

      در عنکبوت به عنوان یکی از پدیده های عالم خلقت آیاتی وجود داره. یکی از اون آیات، خانه ی سسته. از این آیت برای زدن مثال استفاده شده. بدین شکل که وجه شباهت کسانی که غیر خدا رو ولی خودشون میگیرن با عنکبوت اینه که هر دو تکیه گاه و سکونت گاهی سست رو انتخاب می کنن.

جوابی بنویسید

ایمیل شما منتشر نخواهد شدخانه‌های ضروری نشانه‌گذاری شده است. *

*