خانه | آیت‌ها و مثال‌ها | در نگاه بزرگان | در حیوان | عسلِ زنبور عسل، آیت عملِ انسان

عسلِ زنبور عسل، آیت عملِ انسان

زنبورهای عسل زندگی اجتماعی دارند. آن‌ها به صورت دسته جمعی در کندو زندگی می کنند. حتی اگر در خارج از کندو غذای کافی موجود باشد، آن ها نمی‌توانند به تنهایی زندگی کنند.  زنبورهای هر کندو یکی از سه نوع زنبور ملکه، زنبور نر و زنبور کارگر هستند. ملکه معمولاً مادر تمامی زنبورهای موجود در کندو است. جنسیت آن ماده بوده و مهم‌ترین وظیفه‌اش تخم گذاری می‌باشد. ملکه در تاریک‌ترین و محفوظ‌ترین نقطه کندو سکونت دارد و در اطراف این محل خانه‌های ویژه‌ای برای محافظت از تخم‌ها و نوزادان قرار گرفته است. علاوه بر این‌ها سه تا ده خانه برای ملکه‌های جوان در نظر گرفته شده است. ملکه همانند روح کندو محسوب می‌شود و اگر ملکه را بردارند و جانشینی برای او وجود نداشته باشد بعد از سه یا چهار ساعت تمام کارهای کندو متوقف می‌شود و بعد از مدتی زنبورها بر اثر اندوه نداشتن ملکه نابود می‌شوند. ملکه از اواخر فروردین تا اواخر خرداد روزانه حدود ۱۵۰۰ تخم می‌گذارد.

ayatmadari.ir (honeybee) (3)

نوزادان پس از خروج از تخم بعد از طی دو مرحله به صورت زنبور کامل در می‌آیند. در مرحله اول به صورت کرم‌های سفیدی هستند که در خانه‌های کوچکی به سر می‌برند و پرستاران به آن‌ها غذا می‌رسانند و پس از چند روز به صورت زنبورهایی در می‌آیند که هنوز کامل نشده‌اند و به حالت خوابیده و خشک شده به سر می‌برند (مانند حالت پروانه ابریشم در پیله) به این جهت غذا نمی‌خورند تا وقتی که به صورت حشره کامل درآیند.

Ayatmadari.ir-bees

ملکه‌ها و کارگرها از تخم‌های لقاح شده و نرها از تخم‌های غیر لقاح شده (هاپلودید) به وجود می‌آیند. طول بدن ملکه بسته به هر نژاد متفاوت است. بال‌های آن کوچک بوده و خرطومش توانایی جمع آوری شهد گل‌ها را ندارد و در عوض دارای شکمی بزرگ‌تر از ماده‌های کارگر بوده و به طور طبیعی بیش از ۵ سال می‌تواند زنده بماند.

در زنبورداری تجاری به علت کاهش تخم ریزی از سال دوم زندگی به بعد، بیش از دو سال از یک ملکه استفاده نمی‌شود. ملکه عسل در زمان شفیرگی گرده نمی‌خورد و بجای آن ژله رویال مصرف می‌کند و شفیره‌ای که از گرده تغذیه شود هیچگاه به ملکه تبدیل نشده و کارگر خواهد شد. ملکه تا آخر عمر توسط ژله رویال تولیدی کارگران تغذیه می‌شود.

جنسیت زنبورهای کارگر ماده بوده و بیشتر جمعیت کندو را تشکیل می‌دهند. طول بدن آن‌ها ۹ میلیمتر می‌باشد. در یک کندوی قوی با بیش از ۱۰ قاب، حدود ۷۰ هزار زنبور کارگر وجود دارد.

زنبوری که عسل تولید می‌کند تقریباً از بقیه انواع زنبورها پیشرفته است. نمونه‌های زنبورهایی که عسل تولید نمی‌کنند زنبورهایی هستند که از نظر تکامل با نگاه داروینیست‌ها عقب مانده‌تر محسوب می‌شوند.

در قرآن کریم پنج سوره‌ی شریفه به نام یکی از حیوانات است: سوره‌ی بقره (گاو ماده)؛ سوره‌ی نحل (زنبور عسل)؛ سوره‌ی نمل (مورچه)؛ سوره‌ی عنکبوت و سوره‌ی فیل. آیتی که در این مجال به آن پرداخته می‌شود، آیت نحل یا زنبور عسل است.

در قرآن جایگاه ویژه‌ای برای زنبور عسل دیده شده است. به طور مثال در آیه ۶۸ و ۶۹ سوره نحل آمده است:

«وَأَوْحَی رَبُّک إِلَی النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِی مِنَ الْجِبَالِ بُیوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا یعْرِشُونَ ﴿۶۸﴾  و پروردگار تو به زنبور عسل وحی [الهام غریزی] کرد: از پاره‌ای کوه‌ها و از برخی درختان و از آن‌چه داربست می‌کنند خانه‌هایی برای خود درست کن.»

نکته اول این که رب عالمین به این موجود وحی می‌کند، یعنی زنبور مشمول حوزه‌ی وحی می‌شود. از سوی مفسرین بحث‌های متفاوتی در مورد وحی به زنبور عسل مطرح شده است که رایج‌ترین قول (فارغ از صحت و سقم آن) مربوط به علامه طباطبایی رضوان الله تعالی علیه است. علامه طباطبایی و شاگردان ایشان معتقدند که وحی، ورود معنا به فهم انسان و القاء معنا در فهم حیوان است. نمونه‌ی ورود معنا به فهم انسان رؤیا دیدن است (انسان در خواب رویت می‌کند). در مورد حیوان نظر علامه و شاگردان ایشان این است که وحی القاء معنا در فهم حیوان است که به وسیله غریزه صورت می‌گیرد.

نکاتی که درباره وحی به این حیوان در دو آیه‌ی ۶۸ و ۶۹ آمده است عبارتند از:

  • وحی درباره‌ی ساخت خانه (کندو) در جای مناسب مثلاً بر روی درختان، مناطق بلند و در کوه‌ها.
  • وحی درباره‌ی رفتن به سمت مناطق دارای گل و گیاه و استفاده از شهد گل‌ها و گیاهان و سپس بازگشت به خانه.
  • تولید دارویی در شکم زنبور که برای بسیاری از دردها شفاست که البته این مقوله به طور مستقیم به وحی به این حیوان برنمی گردد.

برای توضیح بیشتر در خصوص تفاوت انسان و حیوان و تشریح غریزه در حیوان، یک مثال ملموس (که خود نیز آیتی است) را می توان گفت که هر کامپیوتر یک سیستم عامل دارد. اگر انسان و حیوان را یک کامپیوتر فرض کنیم، سیستم عامل در انسان فطرت و غریزه به طور هم زمان و در حیوان غریزه است. نکته مهم این است که سیستم عامل از بدو ساخت کامپیوتر روی آن نصب می شود سپس در بازار توزیع می شود. انسان و حیوان هم با فطرت و غریزه متولد می شوند. اما در پرانتز پرداختن به این نکته مفید به نظر می رسد: فطرت و غریزه همراه انسان متولد شده است ولی عقل بعدا هبه می شود. اشتباه زیگموند فروید که انسان را حیوان می نامید این بود که می گفت انسان دو بعد رشنال (خردگرا) و ایرشنال (غیرخردگرا) دارد و تفکیک بین آن چه انسان با آن به دنیا می آید و آن چه بعدا به او با تلاش خودش هبه می شود قائل نمی شد. (در این جا استاد حسن عباسی درباره نظر فروید درباره انسان و نیز در خصوص فطرت توضیحات بیشتری می دهند که بیش از این مبحث ما مجال نمی دهد.)

نکاتی که درباره وحی به این حیوان در دو آیه ی ۶۸ و ۶۹ آمده است عبارتند از :

  1. وحی درباره ی ساخت خانه (کندو) در جای مناسب مثلا بر روی درختان، مناطق بلند و در کوه ها.
  2. وحی درباره ی رفتن به سمت مناطق دارای گل و گیاه و استفاده از شهد گل ها و گیاهان و سپس بازگشت به خانه.
  3. تولید دارویی در شکم زنبور که برای بسیاری از دردها شفاست که البته این مقوله به طور مستقیم به وحی به این حیوان برنمی گردد.

***

ayatmadari.ir (honeybee) (4)

برای توضیح بیشتر در خصوص تفاوت انسان و حیوان و تشریح غریزه در حیوان، یک مثال ملموس (که خود نیز آیتی است) را می‌توان گفت؛ هر کامپیوتر یک سیستم عامل دارد، اگر انسان و حیوان را یک کامپیوتر فرض کنیم، سیستم عامل در انسان فطرت و غریزه به طور هم زمان و در حیوان غریزه به تنهایی است. سیستم عامل از بدو ساخت کامپیوتر روی آن نصب می‌شود سپس در بازار توزیع می‌شود. انسان و حیوان هم با فطرت و غریزه متولد می‌شوند. فطرت و غریزه همراه انسان متولد شده است ولی عقل بعداً هبه می‌شود. اشتباه زیگموند فروید که انسان را حیوان می‌نامید این بود که می‌گفت انسان دو بعد رَشنال (خردگرا) و ایرَشنال (غیرخردگرا) دارد و تفکیکی بین آن چه انسان با آن به دنیا می‌آید و آن چه بعداً به او با تلاش خودش هبه می‌شود قائل نمی‌شد. (در این جا استاد حسن عباسی درباره نظر فروید درباره انسان می گویند و نیز در خصوص فطرت توضیحات بیشتری می‌دهند که بیش از این مبحث ما مجال نمی‌دهد.)

***

ayatmadari.ir (honeybee) (1)

اما در تشریح آیت نهفته در خلقت زنبور عسل می‌توان گفت: یکی از راه‌های جامعه سازی درست و اصلاح تصمیم‌ها  این است که انسان‌ها همان مقدار که علم دارند عمل کنند. اگر در جامعه‌ای در حدی که علم وجود دارد عمل هم صورت گیرد، آن جامعه به حکمت نزدیک می‌شود. اما اگر جامعه‌ای به جایی رسید که علم داشت ولی در عمل کردن از عِلمش جا ماند، این جامعه ضد حکمت عمل کرده است.

  بنابراین در این‌جا منظور از عسل، همان عمل است. لذا می‌گویند که عالِم بی عمل، به زنبور بی عسل مانَد. زنبور عسل همان عالِم عامل است و زنبور بی عسل عالِم بی عمل است.

خداوند در آیه ۶۹ سوره نحل می‌فرماید: «ثُمَّ کلِی مِن کلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُکی سُبُلَ رَبِّک ذُلُلًا یخْرُجُ مِن بُطُونِهَا شَرَابٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِیهِ شِفَاء لِلنَّاسِ إِنَّ فِی ذَلِک لآیهً لِّقَوْمٍ یتَفَکرُونَ ﴿۶۹﴾ سپس از همه میوه‌ها بخور و راه‌های پروردگارت را فرمانبردارانه بپوی [آن‌گاه] از درون [شکم] آن شهدی که به رنگ‌های گوناگون است بیرون می‌آید در آن برای مردم درمانی است. راستی در این برای مردمی که تفکر می‌کنند نشانه (آیت) است.»

در یک دسته بندی، آیت زنبور عسل این گونه است:

زنبور عسل به مثابه انسان است؛

کندوی زنبور عسل به مثابه خانه‌ی انسان است؛

زنبور قبیله‌ای دارد و انسان خانواده و اقوامی؛

هر دو از آن جدا می‌شوند؛

زنبور به گلزار و انسان به محل دریافت معارف (مانند مکتب، مدرسه، حوزه، جامعه، طبیعت و …) می‌رود؛

زنبور در محیط، عصاره گیاهان و گل‌ها را می‌مکد، همان طور که انسان معارف، علوم، عبرت‌ها و حکمت‌ها را فرا می‌گیرد؛

اگر زنبور آن شهدها را در شکم خود تولید و فراوری کرد و به عسل تبدیل شد، او “زنبور عسل” است، همان گونه که اگر انسان در قلب خود معارف را فهم کرد، و به عمل تبدیل شد و در عمل به نکته‌ای که یاد گرفته پایبند بود، عالِم عامِل است. در دو جمله می‌توان گفت که عسل برای زنبور، عمل برای انسان است و شکم زنبور که محل تولید عسل است، قلب مؤمن یعنی جایگاه اراده برای عمل است؛

اما اگر زنبور با وجود مکیدن شهد گل‌ها عسلی تولید نکرد، به مثابه عالم بی عمل است و بی عسل بودن برای زنبور یعنی درمانی برای دردهای دیگران ندارد، مانند انسانی که خاصیتی برای جامعه‌ی خود ندارد، کما این که تعداد زیادی از زنبورها بی عسل هستند.

و در پایان نگاهی به این آیت‌شناسی سعدی خالی از لطف نیست، در آن‌جا که می‌گوید:

تلمیذ بی ارادت عاشق بی زرست و رونده بی معرفت مرغ بی پر و عالم بی عمل درخت بی بر و زاهد بی علم خانه بی در. مراد از نزول قرآن تحصیل سیرت خوبست نه ترتیل سورت مکتوب. عامی متعبد پیاده رفته است و عالم متهاون سوار خفته. عاصی که دست بر دارد به از عابد که در سر دارد. «یکی را گفتند عالم بی عمل به چه ماند؟ گفت به زنبور بی عسل.»

زنبور درشت بی مروت راگوی           باری چو عسل نمی‌دهی نیش مزن

تشریح سخن برگرفته از جلسه ۳۴۲ کلبه کرامت، دقیقه‌ی ۱:۵۶:۳۷ تا ۱:۵۷:۳۲ و جلسه ۵ کلبه کودک، استاد حسن عباسی

اطلاعات عمومی درباره زنبور برگرفته از جام نیوز

جوابی بنویسید

ایمیل شما منتشر نخواهد شدخانه‌های ضروری نشانه‌گذاری شده است. *

*