خانه | آیت‌ها و مثال‌ها | در نگاه بزرگان | در محیط / در طبیعت | کشتزار، آیت زن // زن، آیت سرزمین و عقیده

کشتزار، آیت زن // زن، آیت سرزمین و عقیده

در فلسفه یونان زن ها کشتزارهای مردان معرفی شده و از آنان با نام «گایا» یاد می شود. همچنین در ادبیات یونان گایا نام کره زمین نیز هست؛ در واقع اسطوره و نماد کره ی زمین یک زن است که  محل رویش بوده و در آن کشت صورت می گیرد.

در قرآن هم برای زنان از کلمه «حرث» استفاده شده است:

نِسَآؤُکُمْ حَرْثٌ لَّکُمْ فَأْتُواْ حَرْثَکُمْ أَنَّى شِئْتُمْ وَقَدِّمُواْ لأَنفُسِکُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّکُم مُّلاَقُوهُ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ ﴿۲۲۳﴾ سوره بقره. زنان شما کشتزاران شما هستند …. و این یعنی زن نماد و نهاد کشت است.

سینماگران غربی در آثار خود به  نکته ای که اشاره رفت از فلسفه یونان توجه بسیار دارند و در به تصویر کشیدن این موضوع که چه زنی از چه فرهنگی در کنار چه مردی و با چه فرهنگی قرار می گیرد و رحم زن، پذیرنده و پرورش دهنده ی چه کسی است، دقت فراوان دارند. اما در مواردی مشاهده شده است که در کشور ما شاخص ترین سینماگران ما، با عدم درک و فهم این آیت روشن الهی دست به تولید آثاری می زنند که در آن زن مسلمان ایرانی به عقد مرد غیر مسلمان اجنبی در می آید، که این به معنای آن است که تمدن و فرهنگ ایرانی برای تمدن اجنبی آغوش باز کرده است. از جمله این آثار می توان به فیلم های «از کرخه تا راین» و «کافه ترانزیت» اشاره داشت.

برگرفته از جلسه ۳۴۲ کلبه کرامت – ۲:۱۰:۲۸ تا ۲:۲۹:۰۰ – استاد حسن عباسی

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

همچنین استاد حسن عباسی در جلسه۳۸۰ کلبه کرامت با موضوع دکترین سینما (۱۷) این موضوع را به طور مبسوط چنین بیان می دارند:

در تلقی سمبولیستیک در فلسفه هنر در نگاه یونانی ها، زن یا به زبان یونانی «گایا» gaia  نماد زمین است؛ واژه ی گایا خود نیز معنی زمین می دهد. در قرآن کریم نیز زنان «حرث» (سوره بقره آیه ۲۲۳) به معنای کشتزار خوانده شده اند(نِسائُکُم حرثٌ لَّکُم)؛ پس در هر دو تلقی اسلامی و یونانی زن آیت و نماد رویش است. اما آن چه پرداختن به این پرونده را مهم می کند آن است که استفاده از این نماد در آثار نمایشی بخشی از راز ماندگاری آن ها است.

در این مجال در مبحث کلان دکترین سینما، به تعدادی از آثاری که به جایگاه زن از زاویه ی نماد سرزمین و عقیده بودن می پردازد، اشاره می شود و با یک نگاه ژرف می توان دریافت که یک هنر چگونه می تواند “اقتدارآفرین” یا “اقتدارزدا” باشد. یکی از رخنه های تهاجم فرهنگی به جوامع به طور عام و جامعه ی ایران اسلامی به طور خاص، از گذشته تا به امروز از سوی کارگردانان برون مرزی و البته داخلی، توجه به زن به عنوان نماد سرزمین و عقیده و دست مایه قرار دادن آن برای یک پاتک سنگین به تمدن های کهن بوده است که تا پایان این پرونده به شمّه ای از آن پرداخته می شود.

همچنین لازم است در ابتدا اشاره ای به “قاعده ی نفی سبیل” (سوره نساء آیه ۱۴۱)شود؛ این قاعده که یکی از قواعد فقه اسلامی است می گوید: «از سوی کافران بر مومنان هیچ گونه اشرافی نیست. (ولن یجعل الله للکافرین علی مومنین سبیلا)» و فقها از دل این آیه این حکم فقهی را صادر کرده اند که «هیچ مرد غیرمسلمانی نمی تواند همسر زن مسلمان بشود.» و در سطح استراتژیک این طور گفته می شود که «هیچ کشور غیرمسلمانی نمی تواند کشور مسلمانی را به زیر سلطه بگیرد یا آن جا را اشغال کند و بر طبق همین قاعده فقها علیه کفاری که خارج از دنیای اسلام به فلسطین و افغانستان و این دست کشورها حمله کرده و آن جا را اشغال کرده اند و مسلمانان را زیر یوق خود برده اند حکم صادر می کنند.

زن، در آثار تمدنی

در آثار نمایشی، فیلم های سینمایی و رمان ها تلاش شده است که حتما در یک طرف ماجرایی که به عنوان یک جنگ یا یک مسئله و پدیده ی بزرگ تاریخی و منازعات بینا تمدنی برجسته می کنند، یک زن شاخص قرار بدهند. در ادامه تعدادی از آثار شاخص این مقوله بررسی می شود:

هلن(Helen)، نماد سرزمین و عقیده ی غرب

در نمونه ی شاخص تمدنی اول به ماجرای تروا اشاره می شود  که در ایلیاد و ادیسه (iliad and odyssey) خوانده یا در فیلم تروی (Troy) دیده شده است. دو کتاب ایلیاد و ادیسه که در ۲۸۰۰ سال پیش به وسیله هومر (Homer) نگاشته شده است، اولین متن مکتوب غربی ها است و اساس آن بر ماجرای نبرد تروا گذارده شده است.

ayatmadari.ir-troy

در ایلیاد و اودیسه ماجرا به این مضمون آمده است که در سالیان بسیار دور، پادشاه یونان آگاممنون نام داشته و برادر وی، منلائوس، همسری به اسم “هلن” داشته است. در تروا هم که منطقه ای در غرب ترکیه ی امروز است پادشاهی حکم رانی می کرده که دو پسر به نام های هکتور و پاریس داشته است. وقتی هکتور و پاریس در یک سفر دیپلماتیک به یونان در غرب آمدند، هلن با پاریس، که جوان مجردی بود، آشنا شده و به هم علاقه مند می شوند و هلن طی ماجرایی همراه پاریس فرار می کند. این اتفاق موجب تحقیر حکومت یونان و آگاممنون شد. به همین سبب آگاممنون برای باز پس گیری هلن جنگی به راه می اندازد.

در این جا با توجه به موضوع پرونده، یعنی زن، نماد سرزمین و عقیده، لازم است اشاره شود که کشور یونان به زبان انگلیسی “گریس(Greece)” نامیده می شود اما فرهنگ یونانی، فرهنگ هلنیسم (یونانی مآبی) خوانده می شود؛ هلن نماد تفکر و سرزمین یونان است که ربوده شد و برای باز پس گیری آن فکر و فرهنگ و آن سرزمین، جنگ عمیقی درگرفت که در آن جنگ یونانی ها توانستند تروا را با وجود مقاومت فراوان، نابود کنند.

ayatmadari.ir-hars-zan2

تروجان ها که دیگر ناامید شده بودند، یک اسب چوبی درست کرده و برای یونانی ها فرستادند. آن ها هم به عنوان نماد پیروزی اسب را به داخل قلعه برده و اطراف آن به پایکوبی و میگساری پرداختند. در نیمه های شب تروجان ها از زیر شکم آن اسب چوبی بیرون آمدند و درهای قلعه را به روی سربازانشان که در تاریکی شب دوباره به پشت دروازه های یونان آمده بودند، باز کردند. در این جنگ آشیل، سردار تروجان ها، به دست پاریس کشته می شود.

آن چه توجه به آن در این جا مهم می نماید آن است که در این داستان یونانی ها، همان طور که در فیلم تروی هم دیده می شود، آشیل، با بازی برد پیت، وقتی وارد شرق، سرزمین یونان، می شود این حق را دارد که زیباترین و شاخص ترین دختر آن سرزمین را تصاحب کند. یعنی در این مناسبات تمدنی از سوی غرب تجاوز به سرزمین و عقیده محل اشکال نیست اما اگر هلن، که نماد سرزمین و عقیده ی غرب است، دزدیده شود، برای آن جنگ و کشتار عظیمی به راه می افتد. در یک نمادشناسی گذرا خوب است به موی تیره رنگ پاریس و برادرش هکتور و دختری که برای آشیل می آورند در برابر موی بلوند هلن اشاره کرد که نشانگر سمبل شرقی و غربی بودن آن ها است اشاره شود.

نکته ی کلیدی این ماجرا آن است که این مقوله ی تمدنی، یعنی لزوم تسلط غرب به شرق، از قدیمی ترین اثر مکتوب غریبی ها تا جدیدترین نمونه های ادبیاتی و نمایشی آن ها، ثابت مانده است.

کلئوپاترا، نماد سرزمین و عقیده ی مصر

پس از یونان، این بار در ۲۰۵۰ سال پیش امپراتوری رم مطرح است. در امپراتوری رم سه شخصیت ژولیوس سزار، پُمپی و کراسوس مطرح هستند. این سه با هم حاکمیتی را رقم می زنند که طبق آن قرار می گذارند که ژولیوس سزار غرب اروپا را تصرف کند، پمپی و کراسوس هم متولی محدوده ی مصر و ایران شوند. وقتی این سه مصر را تصرف می کنند، حاکم را کنار گذاشته و خواهرش “کلئوپاترا” را به جای او می نشانند. همان طور در فیلم های سینمایی متعددی که برای وی ساخته و کتاب های زیادی که نوشته اند، دیده و خوانده می شود، کلئوپاترا خودش به ازدواج با سزار رغبت دارد، تا جایی که به غلامش دستور می دهد او را داخل فرشی بپیچد و مثل یک هدیده نزد سزار ببرد. درنهایت کلئوپاترا با عشق و علاقه ی فراوان به همسری سزار در می آید و فرزندی برای وی به دنیا می آورد؛ سپس وقتی آنتونیوس به آن جا می آید، کلئوپاترا با او نیز ازدواج کرده و فرزنددار می شوند.

ayatmadari.ir-hars-zan--

غرب روی این نمونه ی تمدنی بسیار عجیب و شخصیت کلئوپاترا به عنوان نماد تمدنی که آماده ی پذیرش غرب، با عشق و علاقه ی خودش است، بسیار کار کرده و درواقع نماد تمدن بیگانه ی مطلوب غربی ها است. در آثار غربی شخصیت کلئوپاترا را یک شخصیت به شدت شیفته ی ژولیوس سزار و آنتونیوس نشان می دهند و این هنر برای غربی ها اقتدار آفریده است که به جوامع دیگر القا می کند وقتی به سرزمین شما حمله کردیم، ما را با آغوش باز بپذیرید.

1311934055_anglina-jolie

با توجه به این که هنر می تواند با ظرافت هر چه تمام تر القا صورت دهد می توان دید که مردان و زنان جامعه ی افریقایی، آسیایی و امریکای لاتین که در طول سالیان تحت بمباران چنین آثاری قرار گرفتند، دقیقا به همین لطافت می رسند که اگر از سوی غرب به آن ها دست درازی شد، آن ها خود، سرزمینشان را تقدیم کنند و این به معنای ذبح مقاومت است.

در مقایسه ی این دو زن می بینیم که غرب برای پس گرفتن هلن آن جنگ عظیم را به راه می اندازد اما کلئوپاترا له له مردان رُم را می زند. کل دنیای غرب آن روز برای هلن بلند می شود اما همان غرب کلئوپاترا را در برابر خود، بی پناه می خواهد. در فیلم تروی شخصیتی که برجسته می شود آشیل است که به اصطلاح غیرت می ورزد و برمی خیزد تا از ناموسش دفاع کند و شخصیت های دیگر مثل آگاممنون، منلائوس، پاریس و حتا خود هلن به حاشیه رانده می شوند.

ayatmadari.ir-hars-zan5

خوب است به این نکته پرداخته شود که استعمار نو که در سیاست به حکومت یکی از افراد سرزمین مورد نظر اما دقیقا طبق نظرات و منش کشور غربی معنی می شود اصطلاحی کاملا اشتباه است، چرا که در مصر ۲۰۵۰ سال پیش چنین استعماری رخ داده است پس به هیچ عنوان نمی توان آن را استعمار “نو” خواند؛ اما هالیوود طی ۶۰ سال گذشته اصرار عجیبی برای جا انداختن وجاهت این نوع استعمار با پرداختن به شخصیت کلئوپاترا داشته است چرا که می بینیم در بین شخصیت های تاریخی آن روز از سپهبد سورنای ایرانی، که شیرازه تمدن آن ها را از هم پاشید، حرفی به میان نمی آید هر از چندی یک اثر جدید در ژانر متفاوت درباره ی کلئوپاترا ساخته می شود تا در ذهن مردم جهان کمرنگ نشود.

پوکوهانتس، نماد سرزمین و عقیده ی سرخپوستان (به طور کلی زندگی های قبیله ای)

پوکوهانتس یک دختر سرخپوست اهل شمال امریکای شمالی است. ماجرا زندگی او این گونه است که حدود ۲۰۰-۳۰۰ سال پیش، اشغالگران انگلیسی می آیند تا بخشی از سرزمین امریکای شمالی را تسخیر کرده و در آن جا کار کنند. پوکوهانتس زیبا ترین و شاخص ترین دختر قبیله بوده، و قرار است با پسر رئیس قبیله ازدواج کند. در این اثناء، پسری با موی بلود و چشم آبی از تیره ی انگلوساکسون، به این دختر علاقه مند می شود، پوکوهانتس نیز متقابلا به او علاقه پیدا می کند. این دختر که در این جا خود را بر سر دو راهی می بیند، نزد درخت پیر و معروف قبیله می رود. این درخت کهنسال به عنوان نماد ریش سفید و تمدن سرخپوستی، سنگ صبور وی می شود و در چهره ی یک پیرزن به زبان می آید و او را نصیحت می کند.

پوکوهانتس در این جا شرایطی را برای رقابت به وجود می آورد که بین نامزدش و آن پسر انگلوساکسون درگیری رخ می دهد و سرانجام نامزد پوکوهانتس در راه دفاع از شرافت و دختر قبیله اش کشته می شود. یعنی مدافع وی، کسی که باید برای ناموسش بجنگد و او را حفظ کند از میان می رود. این آرزوی انسان انگلوساکسون است. به وضوح مشخص است که از پوکوهانتس یک کلئوپاترای دیگر می سازند اما این بار برای زندگی های قبیله ای به طور عام و قبایل سرخپوستی به طور خاص، که به آن ها القا شود سرخپوست خوب کسی مثل پوکوهانتس است و مرگ سزاوار مرد باغیرت قبیله است.

ayatmadari.ir-hars-zan6

در ادامه، در این فیلم سینماییِ انیمشن، جان اسمیت، این مرد جوان انگلوساکسون زخمی می شود. انگلیسی ها در پی انتقال وی به انگلستان هستند که می بینیم قبیله و به ویژه پوکوهانتس بسیار ناراحت اند تا جایی که این دختر “دوست دارد” با وی برود. اما این داستان در ورژن سریالی اش که در کشورهای شمال افریقا، که اکثراً عقبه ی قبیله ای دارند، به نمایش در می آمد، نشان داد که پوکوهانتس با جوان انگلیسی به لندن رفت و دو فرزند از آن ها به متولد می شود.

به این شخصیت نیز دنیای غرب بسیار پرداخته است، تا جایی که علاوه بر تولید انیمیشن سینمایی و سریال آن، برایش موزه ایجاد کرده اند و تمام لوازم منسوب به وی را در آن نگه داری می کنند. همان طور که اشاره شد، کار هنر القاء غیرمستقیم است، و این داستان به همه ی کسانی که یا خود زندگی قبیله ای دارند یا در گذشته پدرانشان در قبایل زندگی می کردند می فهماند که در برابر انگلوساکسون آغوش باز کنید.

در کنار کلئوپاترا برادری ضعیف و دریوزه به نمایش در می آید و در کنار پوکوهانتس نامزدی قدرتمند و سلحشور؛ اما مهم آن است که هر دوی آن ها کشته می شوند؛ یعنی هر دو روحیه در برابر غرب زانو می زند. نکته ی دیگر این که نه در شخصیت کلئوپاترا و نه در پوکوهانتس حس عاطفی بین زن جامعه و مرد جامعه دیده نمی شود.

رکسانه، نماد سرزمین و عقیده ی ایران

سینمای غرب در نمایش مناسبات تمدنی همواره در تکاپو بوده است تا علاوه بر بزرگ کردن خود، تمدن طرف مقابل را تحقیر کند. یکی از نمونه های این تحقیر نسبت بین رکسانه و اسکندر مقدونی است. وقتی اسکندر ایران را می گیرد و تا سمت بلخ و آسیای میانه پیش روی می کند در این بین در ایران با یک دختر ایرانی ازدواج می کند.

ayatmadari.ir-hars-zan7

کتاب این ماجرا به اسم “رکسانه و اسکندر” هم در ایران با این خلاصه ی حیرت برانگیز در پشت جلد ترجمه شده است: «رکسانه دختر فرمانروای سغد با وحشت مطلع می شود که باید با پادشاه و فرمانده سپاه مقدونی یعنی اسکندر کبیر ازدواج کند. شنیده های او از مردی که وطن او را به زیر سلطه خویش در آورده است، همه حاکی از بدی او بوده است. سرانجام روز دیدار فرا می رسد و تنفر جای خود را به آمیزه ای از تحسین و احترام و عشق می سپارد. رکسانه به تدریج این مرد را بهتر می شناسد. این پادشاه و فرمانده برای او یک معماست. او اسکندر را در لشکر کشی به هندوستان همراهی می کند و سپس با او به بابل می رود… این رمان که با دقتی مو شکافانه رویدادها را به تصویر می کشد بر حقایق تاریخی استوار است و اسکندر کبیر را از دیدگاهی کاملا نو، از دیدگاه یک زن می شناساند.»

ayatmadari.ir-hars-zan8

رکسانه عاشق اسکندر بوده وتسخیر وی شده است، حالا این رمان استراتژیک از دید رکسانه، مرد غربی را می ستاید و فرهنگ تسلیم را ترویج می کند. به نظر می رسد یک انتشارات مشکوک به طور سازمان یافته این دست آثار را در ایران ترجمه و منتشر می کند.

مکمل کتاب رکسانه و اسکندر در فرهنگ تحقیر، کتابی به اسم “پسر ایرانی” از یک نویسنده ی انگلیسی است. این داستان ماجرای پسری است که وقتی اسکندر به ایران حمله می کند، این پسر همراه حرمسرای او می رود؛ یعنی پسر و مرد ایرانی باید مانند خواجگان حرم بی غیرت باشد، زنان جامعه ی خود را در حرمسرای دشمن بیگانه را همراهی کند. یعنی کسی که این دو کتاب را با هم بخواند، کاملا حس تسلیم به وی دست می دهد که این کتاب هم در ایران ترجمه و منتشر شده است.

ayatmadari.ir-hars-zan9

یا در اثر دیگری برای تحقیر، بیش از صد سال پیش، گئورگ ابرس آلمانی رمانی به اسم “دختر فرعون” نوشت که در ایران به “کمبوجیه و دختر فرعون” ترجمه شده است.

ayatmadari.ir-hars-zan10

این ماجرا تقریبا شبیه ماجرای کلئوپاترا است که در واقع می گوید دختر فرعون با شاه ایرانی نسبتی شبیه رابطه ی بین کلئوپاترا و سزار داشته است. و لازم به ذکر است که این آثار از منبع غیر موثقی مثل هرودوت و افرادی این چنین روایت شده است.

گِیشا، نماد سرزمین و عقیده ی ژاپن

یک نمونه تحقیر دیگر برای کشور ژاپن ساخته شده که حاکی از آن است که زمانی که ژاپن را با بمب اتم به زانو درآوردند، یک زن بدکاره ی ژاپنی را به امریکا منتقل می کنند. ژاپنی ها به زن بدکاره “گِیشا” می گویند. این زن کتابی به اسم خاطرات یک گِیشا را در امریکا به رشته ی تحریر در می آورد. این کتاب در ایران هم ترجمه شده و فیلم سینمایی آن را نیز چند سال پیش در غرب تولید کرده اند.

ayatmadari.ir-memoirs-of-a-geisha

در فیلم سینمایی که از این خانم ساختند، رابطه ی وی با افسران امریکایی بسیار پررنگ تر به نمایش درآمده است و وی بسیار مفلوک نشان داده می شود. اما در فیلم تروی مخاطب با یک مرد شجاع به اسم آشیل رو به رو است و ماجرا کاملا حماسی است. مخاطب برخلاف اقتدارزدایی و تحقیر و خفتی که در آثاری مثل خاطرات یک گیشا، پوکوهانتس و رکسانه و مواردی از این دست می بیند، در مقابل دیده می شود که به طور مثال در تمام آثار جیمز باند که در دوره جنگ سرد بین امریکا و شوروی ساخته شده است، یک دختر روسی معشوقه ی مرد امریکایی قرار می گیرد؛ و یا در نگاهی اجمالی به آثاری که درباره جنگ امریکا و ویتنام ساخته شده است مشاهده می شود که همواره یک خانم راه بلد از ویتنام همراه سربازان امریکایی است و تمام این ها حساب شده در این دست آثار به نمایش در می آیند.

گلشیفته فراهانی در فیلم جایی دیگر، نماد سرزمین و عقیده ی ایران

در دنیای غرب برای حفظ سرزمین خود سده هاست که چنین آثاری می سازند اما در آثار وطنی در فیلم جایی دیگر، به کارگردانی “مهدی کرم پور”، که در آن گلشیفته فراهانی از راه غیرمشروع باردار است و می خواهد از کشور فرار کند؛ در طی ماجرا با شخصی روبرو می شود که او هم قصد خروج غیرقانونی از کشور را دارد و عکاس دفاع مقدس بوده است، یعنی کسی که ثبت کننده ی رشادت ها و دلیری های مرد ایرانی برای دفاع از عزت و شرف بوده است. بعد در صحنه ای از فیلم می بینیم که در جزیره ی کیش در انتظار رسیدن کشتی برای انتقال آن ها به خارج از کشور وارد یک ویرانه ای می شوند، فراهانی می گوید که نمی دانم چرا هر وقت به کشور ما حمله می شده، مقاومت صورت می گرفته، چرا رو به روی دشمن می ایستادند و می جنگیدند. این جا روی ویرانی ها می ایستد و طرح سوال می کند چرا که خودش که مورد تجاوز قرار گرفته مقاومت نکرده و اکنون باردار است و دارد فرار می کند که جنین در شکمش را نگه دارد.

ayatmadari.ir-hars-zan12

هما روستا در فیلم از کرخه تا راین، نماد سرزمین و عقیده ی ایران

در خارج از حوزه ی تمدنی ایران و اسلام، نهایت تلاش برای تحقیر این تمدن کهن صورت می گیرد و متاسفانه در داخل نیز عده ای با آن ها هم نوایی کرده و گاهی پیشی می گیرند.

در فیلم سینمایی تاثیرگذار از کرخه تا راین اثر “ابراهیم حاتمی کیا”دیده می شود که هما روستا به عنوان خواهر یک رزمنده ی ایرانی به عقد یک غیر مسلمان آلمانی درآمده است؛ کشور آلمانی که یکی از تامین کنندگان سلاح شیمیایی بوده که همین رزمنده زخم خورده ی آن است. به روشنی قاعده ی نفی سبیل در این فیلم زیر پا گذاشته می شود.

***

در یک جمع بندی کلی می توان این گونه گفت که یک مخاطب آگاه و باسواد رسانه ای، می بایست به نقش زنان و جایگاه آنان در آثار رسانه ای توجه کرده در صورتی که همین مخاطب روزی تصمیم به ساخت اثری را داشت به این نکته توجه داشته باشد و اقتدار را با هنری فاخر برای تمدنش به ارمغان بیاورد.

برگرفته از جلسه ۳۸۰ کلبه کرامت، استاد حسن عباسی

جوابی بنویسید

ایمیل شما منتشر نخواهد شدخانه‌های ضروری نشانه‌گذاری شده است. *

*