خانه | آیت‌ها و مثال‌ها | در نگاه بزرگان | در حیوان | رنگ عوض کردن در آفتاب پرست، آیت خو کردن انسان به هر محیط

رنگ عوض کردن در آفتاب پرست، آیت خو کردن انسان به هر محیط

طبیعت پدیده (قضیه ی معلوم):

آفتاب پرست حیوانی است از خانواده ی خزندگان، مانند مار، مارمولک، سوسمار، سمندر و جانورانی از این دسته و در زمره ی خونسردها است. این حیوانِ کم تحرک، مدام در کمین است.

یک ویژگی دیگر این موجود چشمان تابه‌تای اوست؛ یعنی هرکدام از چشم ها برای زیر نظر داشتن محیط اطراف آفتاب پرست جدا جدا می چرخند تا حیوان مجبور نباشد تمام سر و بدن خود را بچرخاند و تکانی بخورد که حالت کمینش از بین برود.

ayatmadari.ir-aftabparast-1

از دیگر ویژگی های این موجود این است که زبانی بسیار بلند دارد. همچنین انگشتان نسبتاً بلندی در دست ها و پاهایش دارد که به سطوح مختلف به ویژه شاخه های درختان می چسبد. دم آفتاب پرست نیز دور شاخه های درختان حلقه می زند و علاوه بر کمک به شکار، بخشی از تعادل این حیوان را تامین می کند. زبان بلند و چسبنده ی آفتاب پرست می تواند حشرات را در فاصله ۳۰-۴۰ سانتی متری از خودش شکار می کند.

اما امتیاز اصلی این جانور به این است که رنگ بدنش با محیط انطباق پیدا می کند و نیز گونه های مختلف این حیوان در مکان های آب و هوایی متفاوت با توجه به پوشش طبیعی آن مکان متفاوت است.

ayatmadari.ir-aftabparast-2

حال، نکته ی جالب توجه اینجاست که آفتاب پرست از کجا متوجه می شود بدنش باید تغییر رنگ دهد؟ بخشی از این وظیفه را چشمان تلسکوپی این حیوان به عهده دارد؛ در واقع تصویری از رنگ محیط پیرامون جانور از طریق چشم ها به مغز منتقل می شود و مغز دستور تغییر رنگ پوست را می دهد.

پس جانوری به نام آفتاب پرست، که البته خیلی وجه تسمیه اسمش نسبت به این ظرفیت ها و توانایی هایی که دارد عنوان مناسبی نیست، این قابلیت را دارد که خود را با محیط منطبق کند. این انطباق برای دور ماندن از نظر شکارچیان جهت در امان ماندن نیست، بلکه این جانور برای کمین وشکار کردن همرنگ محیط اطرافش می شود.  البته موجودات مختلفی این کار را برای محفوظ ماندن از گزند شکارچیان انجام می دهند که نظامیان به آن فن استتار می گویند. در تاکتیک، فن استتار یک فن بسیار مهم به شمار می آید. مثلا از رنگ لجنی برای لباس نظامیانی که در مناطق مردابی عملیات می کنند استفاده می شود، یا از استتار جنگلی برا کسانی که در عملیات جنگل شرکت می کنند. استتار در مناطق کویری، استتار مناطق کوهستانی، استتار مناطق برفگیر و مواردی از این دست را نیز می تواند نام برد. این کار در عملیات نظامی چنان مهم به شمار می رود که برای عدم شناسایی توسط دشمن، صورت خود را نیز رنگ می کنند.

ayatmadari.ir-aftabparast-3

همچنین می توان به بدنه ی هواپیماهای نظامی اشاره کرد که به رنگ های مختلف ساخته می شوند. در سرزمینی مانند سرزمین ایران که بیشتر وسعتش نیمه خشک و خشک است، رنگ بدنه ی اکثر هواپیماهای نیروی هوایی ارتش رنگ خاکی و کرم و قهوه ای است تا بیشترین استتار را هنگام نشست و برخاست از روی باند و همچنین از دید ماهواره های دشمن در سرزمین های داخل و کشورهای منطقه داشته باشد. این استتار در رنگ هلیکوپترها، قایق ها و ناو ها، تانک ها و اتومبیل های نظامی، با توجه به منطقه عملیاتی شان اعمال می شود. و نیز می توان نام برد از هواپیماهای نظامی برای گشت زنی دریایی که رنگ بدنه شان آبی است تا از بالا که دیده می شوند هم رنگ دریا و از پایین به رنگ آسمان باشند.

ayatmadari.ir-aftabparast-4

پس گزاره های استتار در علم تاکتیک جایگاه ویژه ای دارند و فنی است که بشر از طبیعت گرفته است و در دانش نظامی اصولا یک تخصص است و انرژی زیادی را هم به خود اختصاص می دهد. به طور مثال یکی از موجوداتی که بشر این استتار را از او یاد گرفته است ماهی هایی هستند که زیر آب به رنگ مرجان ها درمی آیند.

ayatmadari.ir-aftabparast-6

اما در این جا موضوع آفتاب پرست مورد بررسی قرار گرفته است نه بخاطر استتار برای حفظ جان خود، بلکه بخاطر استتار جهت کمین و شکار؛ بعضی در این باره اصطلاح “ابن الوقت” بودن را به کار می برند. به نوعی می توان گفت که با محیط خو می گیرد و به رنگ آن در می آید.

ayatmadari.ir-aftabparast-5

برای دیدن تصویر در اندازه واقعی، روی آن کلیک راست کرده و گزینه زیر را انتخاب کنید:

open in new tab

حکمت پدیده (قضیه ی مجهول):

آن چه تا اینجا آمد، بخش معلوم و طبیعت هویدای موجود بود؛ اما بخش مجهول یعنی آیت و حکمت خلق این پدیده را می توان این گونه شرح داد:

برخی انسان ها خلق و خوی آفتاب پرستی دارند و عنصر “عادت” در آن ها پررنگ است. در علم اخلاق می گویند چیزی در انسان ملکه می شود که حاصل عادت است. وقتی گفته می شود کسی اعتیاد پیدا کرده است یعنی عادت مکرر دارد. اگر قصد به هم زدن آن اعتیاد را داشته باشد باید نظم این عادت مکرر را به هم بزند. یعنی نظم حاکم بر آن اعتیاد را پیدا کند و آن را مخدوش کند.

به عنوان مثال کسی که عادت به کشیدن سیگار دارد، روزی ۲۰ نخ سیگار می کشد، برنامه ای بریزد که تا سه روز ۱۹ نخ بکشد، سه روز بعدی ۱۸ نخ و به همین ترتیب پیش برود تا نظم حاکم به هم بخورد و عادت شکل نگیرد و آرام آرام به طور کامل ترک کند.

پس می توان گفت که هر که نظمی ایجاد کرده است که برایش تبدیل به یک عادت شده، اگر آن نظم را به هم بزند، آن عادت خنثی می شود؛ لذا در این جا متغیر عادت است.

A man taps ashes off his cigarette into an ashtray filled with cigarette butts on a table in Ljubljana

انسان به هرچه در محیطش باشد خو می گیرد. چنانچه شاعر (هوشنگ ابتهاج) در جایی انسان را گل می گیرد و می گوید:

فریاد از تو گل که به هر خار خو کنی

ayatmadari.ir-aftabparast-8

باعث تعجب است که انسان می تواند در محیط آلوده زندگی کند در حالیکه امکان زندگی در محیط پاکیزه را داردد؛ اما چون خو گرفته متوجه این کثیفی نمی شود. یا به عنوان مثال اگر فردی را بگذارند در جمع کسانی که مثلا همه دزد هستند، یا در یک گروه گنگستری، خلق و خوی خاص این افراد را می گیرد و عادت می کند. وقتی می بیند همه به راحتی آدم می کشند طبعش عادت می کند. حال اگر همین فرد را در شرایط آزمایشگاهی بین گروه دیگری از انسان ها مثلا تعمیرکاران اتومبیل بگذارند، پس از مدت کوتاهی خلق و خو و ادبیات آن ها را می گیرد.

هر کدام از صنف ها و گروه ها در کارشان ارزش  هایی دارند که در جامعه شناسی به آن سرمایه اجتماعی می گویند. یک سرمایه اجتماعی خاص کلیدواژه ها، فرهنگ، لحن و شیوه ی صحبت کردن خاص خود را دارد.

یا در مثالی دیگر فرض کنید فردی که در محیط کاری پر رفت و آمد کار می کند را برای مدتی به چوپانی بفرستند. همان طور که می دانید چوپان ها تنها با گله ای گوسفند و گاو و بز صبح تا شب را می گذرانند و انسان زیادی در این مدت نمی بینند و صحبت نمی کنند. نهایتا با نی لبک خود نوایی ایجاد کنند. حال این فرد که از محل کار پر جمعیت وارد شغل چوپانی شده است شخصیت اجتماعیش صدمه می خورد.

یا در مثالی دیگر پسری را در نظر بگیرید که از کودکی بین تعداد زیادی دختر در اعضای خانواده و اقوام بزرگ می شود. این فرد خلق و خویی لطیف و دخترانه پیدا می کند و البته عکس آن نیز صادق است.

احتمالا در طول زندگی با کودکانی روبرو شده اید که وقتی می فهمند همین گوسفند و ماهی و مرغی که تا دیروز زنده می دیدند و با آن ها بازی می کردند را کشته اند و سر سفره گذاشته اند، گریه می کنند و لب به غذا نمی زنند. باورشان نمی شود کسی دلش بیاید چنین کاری بکند؛ این درحالیست که برای بزرگترها دیگر امری عادی شده است.

ayatmadari.ir-aftabparast-9

بنا بر آنچه رفت، گفته می شود رشد فضایل اخلاقی در انسان بستگی زیادی به محیط دارد؛ به این معنا که تربیت صحیح در یک محیط ناسالم بسیار نادر و دشوار است. به طور مثال، در خانواده ای که فرزندان از مال حرام می خورند و خانواده ای که در آن رفتارها ناشایست و غیراخلاقی است، به ندرت فرزندی سالم و صالح از آن خانواده خارج می شود. غالبا فطرت این فرزندان به اصطلاح چرک می شود. استثناها هیچ گاه قاعده نیستند؛ یعنی مثلا از ده هزار تا فرزند یکی علیه خانواده اش بشورد و جور دیگری زندگی کند.

در توضیح مجهول باید گفت که حال ما می خواهیم بدانیم چه طور از این آیتی که خداوند سر راه انسان قرار داده است دریابیم که انسان شبیه آفتاب پرست است. منظور ما بوقلمون صفتی برخی انسان ها نیست؛ بلکه می خواهیم بگوییم تعداد قابل توجهی از انسان ها مانند آفتاب پرست سریع به رنگ محیط در می آیند و از آن رنگ می گیرند. این مهم است که انسان هایی در محیط سالم رشد پیدا کنند که بر محیط تاثیر بگذارند و به اصطلاح به آن رنگ بدهند و محیط را به رنگ خودشان درآورند اما گاهی عکس آن صدق پیدا می کند، یعنی ضرب المثل بز گر یک گله را گر می کند عملی می شود و یک فرد ناسالم یک محیط را ناسالم می کند. برخی نیز به طور کلی قاعده شان بر این است که وارد جمعی بشوند و آن جمع را آلوده کنند.

لذا در آیه ۷۴ سوره مبارکه فرقان آمده است: «رَبَّنا … وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقینَ إِماماً »؛ یعنی پروردگارا من پیشوا و امام متقین بشوم، به جایی برسم که تا این اندازه تاثیر گذار بشوم.

 

برگرفته از جلسه ۳ کلبه کودک با عنوان «من رنگ عوض نمیکنم» -استاد حسن عباسی

جوابی بنویسید

ایمیل شما منتشر نخواهد شدخانه‌های ضروری نشانه‌گذاری شده است. *

*