خانه | آیت‌ها و مثال‌ها | در نگاه بزرگان | در حیوان | اسب چموش، آیت فکر و خیال

اسب چموش، آیت فکر و خیال

آیا انسان مجاز است که به هرچیز فکر کند؟ آیا مجاز است جلوی فکر خود را به هر سمتی که رفت نگیرد؟ آیا اجازه دارد درباره هر چیزی تخیل کند؟ انسان تا کجا اجازه تخیل دارد؟

*****

یک دسته اسب وحشی را در نظر بگیرید که در بیابان و صحرا در حال فرار هستند؛ بببینید که چه طور می گریزند. اسب و شتر همان آیتِ فکر و خیال بشر است. شتر هم همین طور؛ البته حالت وحشی گری شتر بسیار خطرناک تر است.

ayatmadari (aghl) (1)

اما در مقابل، انسان این اسب را می گیرد. بعد از این که آن را گرفت، رام و مهارش می کند سپس به آن اسب رام شده دهانه زده، بر روی آن زین می گذارد و سوراش می شود. حالا وقتی که سوارش شد می تواند آن را هدایت  کند و کسی که سوار آن مرکب شد دیگر راکب نامیده می شود.

ayatmadari (horse-racing)

حال پرسش این جاست که نسبت عقل با این اسب چیست؟ پاسخ این است: اسب فکر و خیال است، اما عقل دهانه و لگامیست که به دهان اسب زده می شود. دهانه یک قطعه فلزیست که داخل دهان اسب می گذارند و روی پوزه اش را می بندند و هنگامی که لگام را بستند، افسار را به دست راکب و سوار کار می دهند.

آگاهی از این مطلب مفید است که اعراب به آن چه به چفیه های خود می بندند تا آن را محکم نگه دارند “عقال” می گویند که ریشه ی آن از همین واژه ی عقل می آید.

ayatmadari (aghl) (3)

در یک نتیجه گیری کلی می توان گفت که وقتی انسان فکر و خیالش را با قوه ی عقل هدایت می کند، شبیه سوارکاری است که افسار اسب چموش را به دست گرفته و هدایت و مدیریتش می کند و به بهترین شکل از آن سواری می گیرد. اما کسی که جلوی جولان فکر خود را نگرفت و این فکر بی مهابا به هر سمتی رفت به عنوان مثال در بالاترین درجه بمب اتم می سازد و دهه ها برای بشریت بدبختی و خفت به بار می آورد. اینشتین و دو نفر دیگر از فیزیک دان های مطرح آن روز جهان که جایزه ی نوبل نیز گرفته بودند، به رئیس جمهور وقت آمریکا نامه زدند که بیا قبل از هیتلر، تو به  بمب اتم دست پیدا کن. رئیس جمهور آمریکا نمی دانست بمب اتم چیست، لذا بعد از آن پروژه منهتن تعریف شد و نتیجه اش این شد که بمب اتم ساخته شد و روی سر مردم هیروشیما و ناکازاکی فرود آمد .

اگر افسار فکر چموش اینشتین به دستش بود، می توانست نجات بخش باشد لذا زمانی که او به بمب اتم رسید نمی بایست آن را می ساخت و تجویز می کرد.

ayatmadari (aghl) (5)

بنا براین می توان گفت که انسان هم در تخیل و تفکر خویش، اسیر اسبی است به نام اسب فکر خیال که به هر کجا خواست می تازد، چموشی و سرکشی و وحشی گری می کند.

نمونه دیگری از این جولان بی مهابای تفکر، دیوید هیوم و بسیاری از فلاسفه ی غرب هستند. اگر آقای هیوم در جولانی که به تفکرش داد به حقیقت رسیده بود و عقل می داشت، نباید به الحاد می رسید و الحاد خودش را اعلام می کرد. و جالب توجه است که پدر فلسفی لیبرالیسم در آلمان یعنی ایمانوئل کانت معتقد بود که دیوید هیوم او را از خواب جزمی بیدار کرد (کوری ببین عصا کش کوری دگر شود!!!). چگونه ممکن است ویتگنشتاین و میشل فوکو و امثال این ها که از فیلسوفان طراز اول قرن بیستم هستند، اعلام کنند همجنس باز هستند و به همجنس بازیشان افتخار کنند؟

این که در تعقیبات نماز عصر می گوییم خدایا پناه می برم به تو مِن عِلمٍ لا یَنفع؛ عِلمِ لا یَنفع این دست علوم، و این دست نظام های معرفتی است.

نکته ی مهمی که در این جا لازم است به آن اشاره شود این است که عده ی کثیری از مردم گمان می کنند تفکر و تعقل در ذهن و در مکانی به اسم مغز انجام می گیرد، حال آن که طبق آیه ی ۴۶ از سوره ی مبارکه ی حج (لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِهَا) یا سوره مبارکه اعراف، آیه ی ۱۷۹ که می فرماید: (لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ یَفْقَهُونَ بِهَا) جایگاه این اعمال، یعنی تفکر و تعقل و تفقه و مواردی از این دست در قلب است که در پلت زیر وظایف لایه های مختلف قلب بر مبنای آیات قرآن کریم به طور مبسوط آمده است. (برای دیدن تصویر با کیفیت بالا، روی آن کلیلک کنید)

ayatmadari (aghl) (2)

عبرت پدیده:

وقتی صحبت از این می شود که اعمال انسان متاثر از باور اوست؛ بنابراین نه در عمل مجاز است که هر کاری انجام بدهد و نه در تفکر و تخیل اجازه دارد که هر جور فکر و تخیل کند.

فکر و خیال عامل کنترل اعمال ماست و همین فکر و خیال به اعمال ما دامن می زند. ولی عاملی که فکر و خیال را کنترل می کند عقل است. به همین دلیل بیان می شود که فلسفه غرب به “عقل” نرسید و هیچ گاه نتوانست عقل را تبیین کند و به آن بپردازد و مفهومی به نام reason  و rationality و rationalism معادل عقل نیست. بسیاری از فیلسوفان و آنان که از فلسفه دفاع می کنند بین فکر و عقل در قرآن نمی توانند فرق قائل شوند، حال آن که طبق آن چه آمد میان این دو فرق ها وجود دارد.

اسب در واقع آیت فکر و خیال است؛ فکر و خیالی که بی مهابا به هرکجا می خواهد سِیر می کند. عاملی که آن را کنترل می کند و به اصطلاح به آن اسب چموش لگام می زند،  عقل است.

ayatmadari (aghl) (8)

برگرفته از جلسه ۳۵۷ سبک زندگی (۳) هستی و ایمان از دقیقه ۰۰:۲۵:۱۲تا ۰۰:۴۲:۳۰

۴ نظر

  1. سلام و خسته نباشید.
    سوالی برام پیش امده که نمیدونم اساس سوال درسته یا نه ولی جایی که همیشه بحث منطقی درش دیدم سایت های شاگردان استاد مانند شماست ممنون میشم اگر وقتی رو برای سوال من قرار بدید.
    توی سخنرانی های استاد اشاره ای دارن به این موضوع که تمام پدیدهای عالم دارن به یک چیزی اشاره میکنن(ایت مداری). سوالم رو با توجه به همین مسئله رام کردن اسب مطرح شده در اینجا که ایتی است بر سیطره ی عقل بر فکر و خیال مطرح میکنم. با توجه به این که هر پدیده ای ایتی داره, ایا سیطره ی عقل بر فکر ایتی داره ؟
    ساده تر بیان کنم اگر هر پدیده ای جایی رو نشون میده ایا اون جای نشان داده شده میتواند خود پدیده ای دیگر باشد که به جایی دیگر اشاره میکند ؟ ایا این روند میتواند بی نهایت باشد؟
    ممنون از زحماتتون خداوند پشت و پناهتون.

    • سلام علیکم. مخاطب گرامی، با تشکر از عنایت شما به سایت آیت مداری.
      با توجه به آن چه از استاد حسن عباسی آموخته ایم و عقل ناقص خودمان حکم می کند پاسخ شما را می دهیم:
      بله، تمام پدیده های عالم آیت اند یعنی به چیزی اشاره می کنند که نهایتا انسان حکیم را به حضرت حق می رساند.
      آن چه از استاد مستقیما شنیده ایم این است که “ممکن است یک پدیده چند آیت داشته باشد.” یعنی مثلا از افسار و عقال اسب من نوعی یک آیت را دریافت کنم، شما آیت دیگری را و هزاران نفر آیات مختلف و صحیح دیگر را. اما سوال شما کمی جزئی تر است، شما می پرسید آیا هر پدیده ای می تواند آیت باشد حتا اگر خودش پیش از آن مقصد آیتی بوده است؟ که با توجه به اصول کلی ای که استاد مطرح کردن درباره این که “همه ی پدیده ها آیت هستند.” و “ممکن است یک پدیده چند آیت داشته باشد.” به نظر می رسد که مشکلی در بحث آیت مداری بوجود نیاید اگر مقصد یک آیت، خود آیتی دیگر باشد.
      امیدوارم توضیح گویایی بیان کرده باشیم.

      • با سلام و‌عرض ادب خدمت شما حکیم محترم و تشکر از پاسخ گویی مبسوط شما.
        با توجه به عنایات شما که هر آیتی میتواند مقصد آیت دیگری باشد، ایا این میتوامد یک دنباله بی نهایت را درست کند؟ یا احتمال چرخشی بودن این نیز وجود دارد؟
        این احتمال و امکان وجود دارد که علم یا دانشی بی نهایت در این زمینه باشد؟
        با توجه به این موضوع که همه ی پدیده ها آیتی دارند حتی با فرض غلط بودن سوال بالا آیا میتوان علم یا دانشی را بدست آورد که بتواند در هدایت بشر کمک کند؟

      • سلام علیکم مجددا.
        آن گونه که ما برداشت کرده ایم از صحبت های استاد؛ بله هر دو صورت امکان پذیر است و هیچ کدام دور باطل یا تسلسل را رقم نمی زند.
        اما درباره بخش دوم کامنت شما، استاد بارها فرموده اند که “اگر ما کاری که امام صادق سلام الله علیه در حدیث توحید مفضل انجام دادند و ادامه می دادیم، الان دایره المعارفی از آیات داشتیم و این کوتاهی باعث شده که ایمان به آیات الاهی به عنوان یکی از هفت متعلق ایمان مهجور بماند” لذا بله درسته اگر ما این نگاه آیت بین را پیدا کنیم بابی از علوم الاهی به رومون باز میشه که زندگی فردی و اجتماعی مون رو متحول می کنه.

جوابی بنویسید

ایمیل شما منتشر نخواهد شدخانه‌های ضروری نشانه‌گذاری شده است. *

*