خانه | آیت‌مداری در قرآن | آیه ۹۹ سوره مبارکه انعام

آیه ۹۹ سوره مبارکه انعام

آیه:

وَ هُوَ الَّذی أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ نَباتَ کُلِّ شَیْ‏ءٍ فَأَخْرَجْنا مِنْهُ خَضِراً نُخْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُتَراکِباً وَ مِنَ النَّخْلِ مِنْ طَلْعِها قِنْوانٌ دانِیَهٌ وَ جَنَّاتٍ مِنْ أَعْنابٍ وَ الزَّیْتُونَ وَ الرُّمَّانَ مُشْتَبِهاً وَ غَیْرَ مُتَشابِهٍ انْظُرُوا إِلى‏ ثَمَرِهِ إِذا أَثْمَرَ وَ یَنْعِهِ إِنَّ فی‏ ذلِکُمْ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ

ترجمه آیه:

و اوست کسى که از آسمان، آبى فرود آورد؛ پس به وسیله آن از هر گونه گیاه برآوردیم، و از آن [گیاه‌] جوانه سبزى خارج ساختیم که از آن، دانه‌هاى متراکمى برمى‌آوریم، و از شکوفه درخت خرما خوشه‌هایى است نزدیک به هم. و [نیز ]باغهایى از انگور و زیتون و انار -همانند و غیر همانند- خارج نمودیم. به میوه آن چون ثمر دهد و به [طرز] رسیدنش بنگرید. قطعاً در اینها براى مردمى که ایمان مى‌آورند نشانه‌هاست.

تفسیر آیه:

تفسیر تسنیم – آیت الله عبدالله جوادی آملی

جناب فخر‌رازی و دیگران این بحث را دارند و سیدناالاستاد (رضوان الله علیه) هم اشاره فرمودند که در ذیل این آیات(۹۷،۹۸ و ۹۹ سوره انعام) یکجا “یَعْلَمُونَ”  است یکجا “یَفْقَهُونَ” است یکجا “یُؤْمِنُونَ “؛آنجا که کار ریاضی و محققانه و رشته تخصصی است تعبیر به “یَعْلَمُونَ ” فرمود آنجا که گذشته از تدبر یک مراقبت و محاسبت و خویشتن‌شناسی است نظیر معرفت نفس و اینها تعبیر به فقاهت کرده است (لِقَوْمٍ یَفْقَهُون) آنجا که یک مقدار ساده‌تر است و انسان اگر قلبش گرفته نباشد با قفل گناه می‌تواند به آسانی درک بکند تعبیر به ” یُؤْمِنُونَ” فرموده است نظیر جریان کشاورزی و امثال کشاورزی خب ستاره‌شناسی مثل کشاورزی نیست نفس‌شناسی و انسان‌شناسی نظیر کشاورزی نیست کشاورزی یک کار ساده‌ای است که اگر کسی لجوج و عنود و لدود و امثال ذلک نباشد خب می‌فهمد یک نظمی در این کشاورزی هست اما ستاره‌شناسی این‌چنین نیست که هر کسی بفهمد و نفس‌شناسی و پیدایش انسان و انسان‌شناسی هم چیزی نیست که همه بفهمند لذا دربارهٴ بحثهای تخصصی نجوم تعبیر به علم کرد دربارهٴ معرفت نفس تعبیر به فقاهت کرد و دربارهٴ آشنایی نظم کشاورزی تعبیر به ایمان کرده است.

می‌فرماید:” وَ هُوَ الَّذی أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا “این دیگر التفات از غیبت به خطاب به حضور است خدایی است که از بالا آب نازل کرده ” سماء، کل ما علاک فهو سماء” دیگر مستحضرید هر چه که از بالا می‌آید آسمان است نه آسمان به آن معنا که ستاره‌ها مستقرند در سورهٴ مبارکهٴ نور هم دارد به اینکه ” و یُنَزِّلُ مِنَ السَّماءِ مِنْ جِبالٍ فیها مِنْ بَرَدٍ” ما ” بَرَدٍ ” و تگرگ ها را از کوه های آسمانی نازل کردیم این ابرها که شکل کوه است از همین ابرها “بَرَدٍ ” و تگرگ نازل می‌کند وگرنه کوهی که در فضا نیست که (مِنْ جِبالٍ فیها مِنْ بَرَدٍ) یعنی این کوه هایی که در فضاست یعنی همین ابرهایی که کوه‌گونه است خب، فرمود: “وَ هُوَ الَّذی أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً” بعد التفات از غیبت به حضور(فَأَخْرَجْنا بِهِ) به این آب (نَباتَ کُلِّ شَیْ‏ءٍ) رویش هر چیزی را ما به وسیله آب تأمین کردیم (فَأَخْرَجْنا) از آن شیء (خَضِرًا) خوشه‌های سبز، شاخه‌های سبز، بوته‌های سبز را استخراج کردیم (نُخْرِجُ مِنْهُ) از این نبات خَضِر (حَبًّا) حالا این حَبّ یا متراکب است نظیر حَبّ انار که”بعضها فوق بعض” راکب‌اند متراکب‌اند یا نه (مِنَ النَّخْلِ) از خرما (مِنْ طَلْعِها) از شکوفهٴ درخت خرما (قِنْوانٌ) قنوانْ در خرما مثل “اذق” در انگور است خوشه غیر از شاخه است شاخه مشتمل بر خوشه‌هاست در انگور می‌گویند “اذق” یعنی این خوشه در خرما می‌گویند (قِنْوانٌ) قنوانی است که هم دانه‌های او به هم نزدیک است یا نه به دست باغبان و چیننده‌ها نزدیک است (دانِیَهٌ) نزدیک است نظیر آنچه که در نعمتهای درخت بهشت آمده است که (قُطُوفُها دانِیَهٌ) آنجا چون دارد قطوف دانیه است یعنی برای قطافان و چیننده‌ها نزدیک است اینجا شده است. (قِنْوانٌ دانِیَهٌ) این خوشه‌ها و ثمره‌های این خوشه دانی است دو تا احتمال دارد یکی اینکه برای چیننده‌ها نزدیک است یکی نه با هم نزدیک است ولی این مثل درختهای بهشت نیست آنجا (دانِیَهٌ) چون قطوف دارد و هر خوشه‌ای برای هر بهشتی نزدیک است اما این‌چنین نیست که اینجا قنوانش برای هر چیننده نزدیک باشد خب بعضی روی شاخه‌های بلند درخت است لذا اینجا(دانِیَهٌ) یعنی نسبت به یکدیگر نزدیک است.

(وَ جَنّاتٍ مِنْ أَعْنابٍ)باغهایی از انگور و همچنین زیتون برای شما می‌رویاند که (نُخْرِجُ مِنْهُ … الزَّیْتُونَ وَ الرُّمّانَ مُشْتَبِهًا وَ غَیْرَ مُتَشابِهٍ) اینها مشتبه است یعنی همگون است میوه‌ها گاهی شبیه هم است گاهی شبیه هم نیست آن‌گاه فرمود: (انْظُرُوا إِلى ثَمَرِهِ إِذا أَثْمَرَ) اول نگاه کنید چگونه ذات اقدس الهی خاک را به صورت میوه درآورد این میوه فعلاً خام است بعد از اینکه خوب نگاه کردید بررسی کردید که خداوند از آب و خاک که مرده بودند این زنده را چگونه به بار آورد.(انْظُرُوا إِلى ثَمَرِهِ إِذا أَثْمَرَ) بعد (وَ یَنْعِهِ) ببینید بعد از اینکه دوران کمی را پشت‌سر گذاشت چگونه شیرین می‌شود پخته می‌شود پر آب می‌شود مزه می‌گیرد رنگ می‌گیرد “ینع” یعنی پختگی در بیانات نورانی حضرت امیر (سلام الله علیه) در نهج البلاغه هست که الآن که من پیشنهاد خلافت دادید این “وَ مُجْتَنی الَّثمَرَهِ لِغَیْرِ وَقْتِ إینَاعِهَا” ایناع و ینع همان پختگی است فرمود میوهٴ نارس را الآن شما دارید می‌چینید باید پخته بشود بعد بچینید فرمود شما نگاه کنید چگونه این درخت میوه می‌دهد بعد هم خوب نگاه کنید چگونه پخته می‌شود (وَ یَنْعِهِ) (إِنَّ فی ذلِکُمْ َلآیاتٍ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ) این دیگر خیلی بحث های ریاضی ندارد نظیر مسئله ستاره‌شناسی و خیلی فقاهت نمی‌خواهد نظیر انسان‌شناسی و نفس‌شناسی این معرفت نفس نیست فقاهت بخواهد انسان‌شناسی نیست فقاهت بخواهد ستاره‌شناسی نیست ریاضیات و علم ریاضی طلب بکند اگر کسی واقعاً عنود نباشد به این مسائل خوب پی می‌برد.

ayatmadari.ir-99anaam (6)

تفسیر المیزان- علامه محمد حسین طباطبائی

“سماء” به معناى سمت بالا است. بنابراین هر چیزى در فوق انسان قرار گرفته باشد و بر سر آدمى سایه افکنده باشد “سماء” نامیده مى شود، و مراد از اینکه فرمود:” فاخرجنا به نبات کل شى ء” – بطورى که دیگران نیز گفته اند – این است که ما به وسیله آبى که از آسمان مى فرستیم گیاهان را مى رویانیم، و آن قوه نموى که در روئیدنیها است به ظهور درآورده گیاهان و درختان و آدمیان و سایر انواع حیوانات را نمو مى دهیم.

“خضر” به معناى اخضر (سبز) و گویا مخفف “خاضر” است، و “تراکب حب” انعقاد بعضى بر بالاى بعضى دیگر است، نظیر خوشه گندم که در آن دانه ها روى هم قرار دارد، و “طلع ” به معناى اولین مرحله ظهور خرما بر شاخه هاى نخل است، و “قنوان ” جمع “قنو” و به معناى عذق – به کسر عین – است که خوشه خرما را گویند، و “دانیه ” به معناى نزدیک و “مشتبه و غیر متشابه ” به معناى هم شکل و مخالف در شکل نوعى است، و “ینع ” میوه، رسیدن و پخته شدن آن را گویند.

خداى تعالى در این آیه شریفه چند فقره از چیزهایى را که به دست قدرت خود آفریده خاطرنشان ساخته تا آنانکه داراى عقل و بصیرتند در خلقت آنها نظر کرده و بدین وسیله به توحید خداى تعالى راه یابند: بعضى از آن مذکورات امورى هستند مربوط به زمین، مانند شکافتن دانه هاى گیاهان و هسته هاى درختان و امثال آن، بعضى دیگر امورى هستند مربوط به آسمان، مانند پدید آوردن شب و صبح و به وجود آوردن آفتاب و ماه و ستارگان، بعضى دیگر مربوط به خود آدمى و اینکه تمامى افراد بشر از یک فرد منشعب شده، که بعضى از آنان مستقر و بعضى دیگر مستودعند، و بعضى دیگر امورى هستند مربوط به همه آن مذکورات، و آن فرستادن باران از آسمان و فراهم ساختن غذا براى نباتات، میوه ها، حیوانات و آدمیان و رویاندن اشیایى که قوه روئیدن دارند مانند گیاه و حیوان و انسان است.

خداى تعالى در این آیه ستارگان را آیتى مخصوص مردم دانا، و انشاى نفوس بشرى را آیتى مخصوص به مردمان فقیه، و تدبیر نظام روئیدنیها را آیتى مخصوص به مردم با ایمان شمرده است، و این به خاطر مناسبتى است که در میان مى باشد، مثلا نظر در تدبیر نظام را از این جهت اختصاص به مردم با ایمان داد که تفکر در آن احتیاج به درس خواندن و مؤ نه علمى ندارد، بلکه هر فهم عادى نیز مى تواند در آن نظر کرده از دقتى که در آن بکار رفته پى به صانع آن ببرد، بشرط اینکه همین مقدار فهم عوامیش به نور ایمان روشن و متنور بوده و قذارت عناد و لجاج آن را آلوده نکرده باشد. به خلاف نظر در ستارگان و اوضاع آسمان که هر کسى نمى تواند از آن سر درآورده و به دقایق آن پى ببرد، بلکه مخصوص است به دانشمندانى که تا حدى آشنایى به دست آورده باشند، و همچنین سر درآوردن از خصوصیات نفس و اسرار خلقت آن که علاوه بر داشتن مؤ نه علمى کافى محتاج است به مراقبت باطن و تهذیب نفس

ayatmadari.ir-99anaam (9)

 تفسیر نمونه – آیت الله ناصر مکارم شیرازی

آیه سوم (در میان آیات ۹۷ تا۹۹) آخرین آیه اى است که در این سلسله بحث ها ما را به شگفتی هاى جهان آفرینش  و شناسائى خداوند از طریق آن دعوت مى کند. در آغاز به یکى از مهمترین و اساسى ترین نعمت هاى پروردگار که مى توان آن را ریشه و مادر سایر نعمت ها دانست اشاره مى کند و آن پیدایش و رشد و نمو گیاهان و درختان در پرتو آن است ، و مى گوید: او کسى است که از آسمان آبى (براى شما) فرستاد. (و هو الذى انزل من السماء ماء) اینکه مى گوید از طرف آسمان (یعنى طرف بالا، زیرا آسمان در لغت عرب به هر چیز گفته مى شود که در طرف بالا قرار گرفته باشد) به خاطر آن است که تمام منابع آب روى زمین اعم از چشمه ها و نهرها و قناتها و چاههاى عمیق به آب باران منتهى می گردد لذا کمبود باران در همه آنها اثر مى گذارد و اگر خشکسالى ادامه یابد همگى خشک مى شوند. سپس به اثر بارز نزول باران اشاره کرده ، مى گوید: بواسطه آن روئیدنیها را از همه نوع از زمین خارج ساختیم (فاخرجنا به نبات کل شى ء) مفسران در تفسیر نبات کل شى ء (گیاهان هر چیز) دو احتمال ذکر کرده اند نخست اینکه منظور از آن انواع و اصناف گیاهانى است که همه با یک آب آبیارى و از یک زمین و یکنوع خاک پرورش مى یابند، و این از عجائب آفرینش است که چگونه این همه انواع گیاهان با آن خواص کاملا متفاوت و گاهى متضاد و اشکال گوناگون و مختلف همه در یک زمین و با یک آب پرورش مى یابند. دیگر اینکه منظور، گیاهان مورد نیاز هر چیزى است ، یعنى هر یک از پرندگان و چهارپایان و حشرات و حیوانات دریا و صحرا بهره اى از این گیاهان دارند و جالب اینکه خداوند از یک زمین و یک آب ، غذاى مورد نیاز همه را تامین کرده است و این یک شاهکار بزرگ است که فى المثل از یک ماده معین در آشپزخانه هزاران نوع غذا براى انواع سلیقه ها و مزاجها تهیه کنند. جالب تر اینکه نه تنها گیاهان صحرا و خشکی ها از برکت آب باران پرورش مى یابند بلکه گیاهان بسیار کوچکى که در لابلاى امواج آب دریاها مى رویند و خوراک عمده ماهیان دریا است از پرتو نور آفتاب و دانه هاى باران رشد مى کنند، فراموش نمى کنم یکى از ساکنان جزائر خلیج فارس که از کمبود صید شکایت داشت در مورد بیان علت آن مى گفت : کمبود صید ماهى به خاطر خشکسالى بوده و او معتقد بود اثر حیاتبخش دانه هاى باران در دریا حتى بیش از خشکی ها است ! سپس به شرح این جمله پرداخته و موارد مهمى را از گیاهان و درختان که بوسیله آب باران پرورش مى یابند خاطر نشان مى سازد، نخست مى گوید: ما به وسیله آن ساقه هاى سبز گیاهان و نباتات را از زمین خارج ساختیم ، و از دانه کوچک و خشک ساقه اى با طراوت و سرسبز که لطافت و زیبائى آن چشم را خیره مى کند آفریدیم (فاخرجنا منه خضرا) و از آن ساقه سبز، دانه هاى روى هم چیده شده ، (همانند خوشه گندم و ذرت ) بیرون مى آوریم (نخرج منه حبا متراکبا) همچنین به وسیله آن از درختان نخل خوشه سربسته اى بیرون فرستادیم که پس از شکافته شدن رشته هاى باریک و زیبائى که دانه هاى خرما را بر دوش خود حمل مى کنند و از سنگینى به طرف پائین متمایل میشوند خارج مى گردد.(و من النخل من طلعها قنوان دانیه ) طلع به معنى خوشه سربسته خرما است که در غلاف سبز رنگ زیبائى پیچیده شده و پس از شکافته شدن از وسط آن رشته هاى باریکى بیرون مى آید و و همان ها بعدا خوشه هاى خرما را تشکیل مى دهند، و قنوان جمع قنو (بر وزن صنف ) اشاره به همین رشته هاى باریک و لطیف است . و دانیه به معنى نزدیک است ، و ممکن است اشاره به نزدیکى این رشته ها به یکدیگر بوده باشد یا به متمایل شدن آنها به طرف پائین به خاطر سنگین بار شدن . همچنین باغ هایى از انگور و زیتون و انار پرورش دادیم (و جنات من اعناب و الزیتون و الرمان) سپس اشاره به یکى دیگر از شاهکارهاى آفرینش در این درختان کرده مى فرماید: هم با یکدیگر شباهت دارند و هم ندارند. (مشتبها و غیر متشابه ) با توجه به آیه ۱۴۱ همین سوره که وصف متشابه و غیر متشابه را براى زیتون و انار ذکر کرده استفاده مى شود که در آیه مورد بحث نیز وصف مزبور درباره همین دو درخت است . این دو درخت از نظر شکل ظاهرى و ساختمان شاخه ها و برگها شباهت زیادى با هم دارند در حالى که از نظر میوه و طعم و خاصیت آن بسیار با هم متفاوتند، یکى داراى ماده چربى مؤ ثر و نیرومند، و دیگرى داراى ماده اسیدى و یا قندى است ، که با یکدیگر کاملا متفاوتند، به علاوه این دو درخت گاهى درست در یک زمین پرورش مى یابند و از یک آب مشروب مى شوند یعنى هم با یکدیگر تفاوت زیاد دارند و هم شباهت . این احتمال در تفسیر آیه نیز وجود دارد که عبارت فوق اشاره به انواع و اصناف مختلف درختان و میوه ها است ، بعضى از میوه ها و درختان با یکدیگر شبیه اند و بعضى دیگر با هم مختلف اند. (یعنى هر کدام از این دو صفتى است براى یکدسته از درختان و میوه ها، اما طبق تفسیر اول هر دو، صفت براى یک چیز بودند.)

سپس از میان تمام اعضاى پیکر درخت بحث را روى میوه برده مى گوید: نگاهى به ساختمان میوه آن به هنگامى که به ثمر مى نشیند و همچنین نگاهى به چگونگى رسیدن میوه ها کنید که در اینها نشانه هاى روشنى از قدرت و حکمت خدا براى افرادى که اهل یقین هستند است . ( انظروا الى ثمره اذا اثمر و ینعه ان فى ذلکم لایات لقوم یؤ منون) با توجه به آنچه در گیاه شناسى از چگونگى پیدایش میوه ها و رسیدن آنها امروز مى خوانیم نکته این اهمیت خاص که قرآن براى میوه قائل شده است روشن مى شود، زیرا پیدایش میوه ها درست همانند تولد فرزند در جهان حیوانات است ، نطفه هاى نر با وسائل مخصوصى (وزش باد یا حشرات و مانند آنها) از کیسه هاى مخصوص جدا مى شوند، و روى قسمت مادگى گیاه قرار مى گیرند، پس از انجام عمل لقاح و ترکیب شدن با یکدیگر، نخستین تخم و بذر تشکیل مى گردد، و در اطرافش انواع مواد غذائى همانند گوشتى آن را در بر مى گیرند. این مواد غذائى از نظر ساختمان بسیار متنوع و همچنین از نظر طعم و خواص غذائى و طبى فوق العاده متفاوتند، گاهى یک میوه (مانند انار و انگور) داراى صدها دانه است که هر دانه اى از آنها خود جنین و بذر درختى محسوب و ساختمانى بسیار پیچیده و تو در تو دارد. شرح ساختمان همه میوه ها و مواد غذائى و داروئى آنها از حوصله این بحث خارج است ، ولى بد نیست به عنوان نمونه اشاره اى به ساختمان میوه انار که قرآن در آیه فوق مخصوصا اشاره به آن کرده است ، بنمائیم . اگر یک انار را بشکافیم و یک دانه کوچک آن را به دست گرفته و در مقابل آفتاب یا چراغ قرار دهیم و درست در آن دقت کنیم مى بینیم از قسمتهاى کوچکترى تشکیل شده که همانند بطریهاى بسیار کوچکى با محتواى مخصوص آب انار در کنار هم چیده شده اند، در یک دانه کوچک انار شاید صدها از این بطریهاى بسیار ریز قرار دارد، سپس اطراف آنها را با پوسته ظریف که همان پوسته شفاف یکدانه انار است گرفته ، بعد براى اینکه این بسته بندى کاملتر و محکمتر و دورتر از خطر باشد تعدادى از دانه هاى انار را روى یک پایه با نظام مخصوصى چیده و پرده سفید رنگ نسبتا ضخیمى اطراف آن پیچیده ، و بعد پوسته ضخیم و محکمى که از دو طرف داراى لعاب خاصى است به روى همه آنها کشیده ، تا هم از نفوذ هوا و میکربها جلوگیرى کند و هم در مقابل ضربات آنها را حفظ نماید، و هم تبخیر آب درون دانه ها را فوق العاده کم کند. این بسته بندى ظریف مخصوص دانه انار نیست بلکه در میوه هاى دیگر مانند پرتقال و لیمو نیز دیده مى شود، اما در انار و انگور بسیار ظریفتر و جالبتر است . گویا بشر براى فرستادن مایعات از نقطه اى به نقطه دیگر از همین اصل استفاده کرده که نخست شیشه هاى کوچک را در یک کارتن کوچک چیده و میان آنها را از ماده نرمى پر مى کند، سپس کارتنهاى کوچکتر را در یک کارتن بزرگتر و مجموع آنها را بصورت یک بار بزرگ به مقصد حمل مى کند! طرز قرار گرفتن دانه هاى انار روى پایه هاى داخلى ، و گرفتن سهم خود از آب و مواد غذائى از آنها از این هم عجیبتر و جالبتر است ، تازه اینها چیزهائى است که با چشم مى بینیم و اگر ذرات این میوه ها را زیر میکرسکوپ ها بگذاریم آنگاه جهانى پرغوغا با ساختمان هاى عجیب و شگفت انگیز و فوق العاده حساب شده در مقابل چشم ما مجسم مى شود، چگونه ممکن است کسى با چشم حقیقت بین به یک میوه نگاه کند و معتقد شود سازنده آن هیچگونه علم و دانشى نداشته است؟! و اینکه مى بینیم قرآن با جمله انظروا (نگاه کنید) دستور به دقت کردن در این قسمت از گیاه داده براى توجه به همین حقایق است . این از یک سو، از سوى دیگر مراحل مختلفى را که یک میوه از هنگامى که نارس است تا موقعى که کاملا رسیده مى شود، مى پیماید، بسیار قابل ملاحظه است : زیرا لابراتوارهاى درونى میوه دائما مشغول کارند، و مرتبا ترکیب شیمیائى آن را تغییر مى دهند، تا هنگامى که به آخرین مرحله برسد و وضع ساختمان شیمیائى آن تثبیت گردد، هر یک از این مراحل خود نشانه اى از عظمت و قدرت آفریننده است . ولى باید توجه داشت که به تعبیر قرآن تنها افراد با ایمان یعنى افراد حق بین و جستجوگران حقیقت ، این مسائل را مى بینند و گر نه با چشم عناد و لجاج و یا با بى اعتنائى و سهل انگارى ممکن نیست هیچیک از این حقایق را ببینیم.

ayatmadari.ir-99anaam (8)

تفسیر نور – حجت الاسلام محسن قرائتی

 نکته ها:

در آیه‏ى قبل(۹۸ :انعام) فرمود: همه‏ى انسان‏ها از نفْسِ واحدند، در این آیه مى‏فرماید: همه‏ى گیاهان و درختان و میوه‏ها نیز از یک سرچشمه‏اند وآن آب باران است. «متراکب» از ریشه‏ى «رکوب»، میوه‏هاى سوار بر هم و دانه‏هاى درهم فشرده است. «طلع» خوشه‏ى سربسته خرماست و «قنوان»، رشته‏هاى باریک که بعداً خوشه‏هاى خرما را تشکیل مى‏دهد. «دانیه»، خوشه‏هاى به هم نزدیک و یا نزدیک به زمین، به خاطر سنگینى بار آن است. مراد از «متشابه»، یا درختانى است که شباهت ظاهرى به هم دارند مثل زیتون و انار و یا میوه‏هایى است که شبیه به یکدیگرند. در این آیه و دو آیه قبل سه تعبیر پى در پى آمده است: «لقوم یعلمون»، «لقوم یفقهون» و «لقوم یؤمنون» که رمز آن در پیام ۴، بیان گردیده است.

 پیام ها:

۱- مایه‏ى رویش همه‏ى گیاهان ونباتات، آب باران است. (من السماء ماءً فأخرجنا به نبات کلّ شى‏ء)
۲- هم نزول باران، هم رویاندن گیاه و میوه، کار خداست. (أنزل… نخرج)
۳- رابطه‏ى انسان با میوه‏ها فقط رابطه‏ى مادّى و غذایى نباشد، بلکه رابطه‏ى فکرى و توحیدى هم باشد. ( اُنظروا الى ثمره… فى ذلکم لایات)
۴-بهره‏گیرى از ستارگان، علم و کارشناسى لازم دارد. (لقوم یعلمون)، درک اینکه کاروان بشرى همه از یک نفس است و این کاروان، به صورت پایدار و ناپایدار در جریان است درک عمیق مى‏طلبد. (لقوم یفقهون)، درک اینکه از گیاه و باران و میوه باید بهره‏ى معنوى برد و از انتساب همه‏ى هستى به خدا نباید غافل بود، ایمان مى‏طلبد. (لقوم یؤمنون)

۲ نظر

  1. با عرض سلام
    مبحث بسیار خوب و عمیقی است و جای قدردانی و تشکر از نویسنده محترم دارد فقط احساس می شود متن باید کمی شیواتر و روانتر باشد تا در ذهن مخاطب به درستی بنشیند

جوابی بنویسید

ایمیل شما منتشر نخواهد شدخانه‌های ضروری نشانه‌گذاری شده است. *

*

سیزده − 7 =