خانه | آیت‌ها و مثال‌ها | در نگاه بزرگان | در حیوان | تدفین در رفتار کلاغ ها، آیت دفن مردگان

تدفین در رفتار کلاغ ها، آیت دفن مردگان

همان طور که در بخش «آیت مداری چیست» اشاره شد آیت، آن نشانی حبس شده در پدیده هاست که انسان، به عنوان اشرف مخلوقات، باید آن ها کشف و به اصطلاح رمزگشایی کند. خداوند حکیم از ابتدای خلقت هم با بشر با زبان نشانه صحبت می کرد.

در قرآن کریم نام حیوانات مختلفی آمده است. برای برخی مانند مورچه، زنبور عسل، فیل و… سوره ای به نام آن ها وجود دارد و از برخی دیگر مانند کلاغ، هدهد و… در بعضی از سوره ها سخن به میان آمده است.

یکی از حیواناتی که قرآن کریم به آن پرداخته است که مثال ویژه ای از این حیوان را به بشرمعرفی کرده، پرنده ای است به نام “غراب” یا آن چه که مردم به آن کلاغ  یا زاغ می گویند.

***

کلاغ یا زاغ پرنده ای است که عمری بسیار طولانی دارد و جزء باهوش ترین موجودات است. این پرنده در هوشمندی تقریبا با دلفین رقابت می کند و از نظر مکر و حیله با روباه رقابت می کند. کلاغ در مناطق مختلف جهان زیست می کند. زاغ ها معمولا دو رنگ هستند؛ بخشی از بدنشان مشکی و قسمت سینه ی آن ها سفید است. اما کلاغ ها عمدتا یا کاملا مشکی هستند یا مشکی و خاکستری. از لحاظ تغدیه این پرنده همه چیزخوار است؛ از جوجه ی حیوانات دیگر گرفته تا انواع کرم ها و خزنده های کوچک و هم چنین موش و نیز گیاهان و دانه های مختلف را نیز می خورد.

ayatmadari.ir_Crow.i

کلاغ ها در زندگی اجتماعی خودشان کلاغ خاطی را محاکمه می کنند یعنی جلسه دادگاه تشکیل می دهند و حتی حذفش می کنند و این یعنی نه فقط طرد، حتی ممکن است مجازات به مرگ هم منتج شود.

یکی از ویژگی های بارز کلاغ که از سوی بزرگان دینی نیز در مورد این حیوان مورد توجه قرار گرفته است این است که به ندرت کسی ممکن است عمل جنسی این حیوان را ببیند. عموما در مورد جانوران مرسوم است که در این مسائل بی حساب و کتاب و بی پروا عمل می کنند؛ اما در موجودات، کلاغ را به عنوان جانوری معرفی می کنند که در این حوزه حجب و حیا دارد.

***

سوره ی مبارکه ی مائده آیات ۲۷ تا ۳۱ به طور مشخص به زندگی هابیل و قابیل که دو تن از فرزندان حضرت آدم(ع) بودند می پردازد. در این سوره می خوانیم که به خاطر اختلافی که بین این دو فرزند به وجود می آید، قابیل برادرش را می کشد. در این جا، یعنی آغاز زندگی بشر بر روی کره ی زمین، اولین انسان کشی و برادر کشی رخ می دهد. پس از این قتل، قابیل نمی دانست با جسد هابیل چه کند؛ به همین دلیل جنازه را به دوش می کشید و سر در گم بود، تا این که کلاغی را دید که خاک را کنار می زند و چیزی  را در آن پنهان می کند. از این جا قابیل آموخت که چگونه باید جسد برادرش را دفن کند. لذا تدفین مردگان را نخستین بار یک کلاغ به بشر یاد داد.

وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَلَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الآخَرِ قَالَ لأقْتُلَنَّکَ قَالَ إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ ﴿٢٧﴾ لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَیَّ یَدَکَ لِتَقْتُلَنِی مَا أَنَا بِبَاسِطٍ یَدِیَ إِلَیْکَ لأقْتُلَکَ إِنِّی أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِینَ ﴿٢٨﴾ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمِی وَإِثْمِکَ فَتَکُونَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ وَذَلِکَ جَزَاءُ الظَّالِمِینَ ﴿٢٩﴾ فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخَاسِرِینَ ﴿٣٠﴾ فَبَعَثَ اللَّهُ غُرَابًا یَبْحَثُ فِی الأرْضِ لِیُرِیَهُ کَیْفَ یُوَارِی سَوْأَهَ أَخِیهِ قَالَ یَا وَیْلَتَا أَعَجَزْتُ أَنْ أَکُونَ مِثْلَ هَذَا الْغُرَابِ فَأُوَارِیَ سَوْأَهَ أَخِی فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمِینَ ﴿٣١﴾ مِنْ أَجْلِ ذَلِکَ کَتَبْنَا عَلَى بَنِی إِسْرَائِیلَ أَنَّهُ مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الأَرْضِ فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعًا وَمَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعًا وَلَقَدْ جَاء تْهُمْ رُسُلُنَا بِالبَیِّنَاتِ ثُمَّ إِنَّ کَثِیرًا مِّنْهُم بَعْدَ ذَلِکَ فِی الأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ ﴿٣۲﴾

۲۷) و داستان دو پسر آدم (هابیل و قابیل) را به حق و درستی بر آنها بخوان، آن گاه که آن دو کار تقرب آوری انجام دادند (هابیل شتر نحر کرد و قابیل اندکی گندم پیش آورد) پس از یکی پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد. (قابیل) گفت: حتما تو را خواهم کشت.

۲۸) البته اگر تو دستت را به سوی من دراز کنی که مرا بکشی، من هرگز دستم را به سویت دراز نمی کنم که تو را بکشم (هر چند از خود دفاع می کنم) همانا من از پروردگار جهانیان می ترسم.

۲۹) من می خواهم (سبقت نکنم) تا تو با گناه (کشتن من و دیگر گناهان) من و گناهان خود (به نزد خدا) بازگردی و از دوزخیان باشی، و این است کیفر ستمکاران.

۳۰) پس نفس (امّاره) او کشتن برادرش را در نظر وی مرغوب کرد و آسان جلوه داد، پس او را کشت و از زیانکاران گردید.

۳۱) پس خداوند زاغی را برانگیخت که زمین را (برای دفن چیزی) می کند، تا به وی نشان دهد که چگونه جسد برادرش را که نباید دیده شود پنهان سازد. وی گفت: ای وای بر من ، آیا من ناتوان بودم از اینکه مثل این زاغ باشم تا جسد برادر خود را پنهان نمایم؟! پس از پشیمانان گردید.

۳۲) و بدین سبب ( به سبب وقوع چنین فاجعه ای ) بر بنی اسرائیل ( و همه ملت ها در طول تاریخ ) نوشته و مقرّر داشتیم که هر کس انسانی را جز برای قصاص نفس یا فسادی که در روی زمین کرده بکشد ( یا از اسلام به کفر درآورد ) چنان است که گویی همه مردم را کشته ( و گمراه ساخته و در جهنمی مخصوص قاتلان بی گناهان خواهد بود ) ، و هر کس انسانی را حیات بخشد ( از مرگ نجات دهد یا از کفر به اسلام آورد ) گویی همه مردم را زنده کرده ( و هدایت نموده ) است. و به یقین فرستادگان ما برای آنها ( بنی اسرائیل ) دلایل روشنی آوردند ، سپس بسیاری از آنان پس از آن در روی زمین بیش از حد به فساد و خونریزی پرداختند.

در یک نگاه گذرا به این آیات می بینیم که در آیه ی ۳۱ از قید بعثت استفاده می شود. همان گونه که در مورد زنبور فرمود به زنبور وحی کردیم، در این جا هم از بعثت یاد می شود. یعنی کلاغ از سوی خدا مبعوث شد که این کار را انجام دهد تا انسان یاد بگیرد.

***

در نگاه داروینیست ها پدیده ها در عالم اتفاقی هستند و در روند صیرورت (شدن)، موجودات به مرور تغییر پیدا می کنند و در این بین کسی اراده ای ندارد. مثلا در موضوع تدفین توسط کلاغ، یعنی به صورت اتفاقی ممکن است کلاغی به این نتیجه رسیده باشد که چیزی را باید دفن کند و هیچ اراده ی بیرونی از خارج از عالم ماده نیست که آن را برانگیزد تا دست به این کار بزند.

امروز هم کلاغ این کار را انجام می دهد. آن ها جنازه ی اعضای خانواده ی خود را و نیز کلاغ های دیگر را اگر در مکانی پیدا کنند، دفن می کنند، و این عادت همچنان در کلاغ ها هست.

گفتنی است در آیه سی و دوم در مورد بنی اسرائیل خداوند می فرماید: «… آیا نمی دانید که اگر کسی یک نفر را بکشد یعنی همه را کشته است، و اگر کسی یک  نفر را نجات دهد همه را نجات داده است؟ …»

پس از بررسی آیت کلاغ در قرآن، به کلام امام صادق (ع) در حدیث توحید مفضل که درباره حکمت دفن کردن اجسامِ مردگانِ حیوانات جملات عجیبی می فرمایند، می پردازیم:

تفکّر کن اى مفضّل! در خلق عجیبى که حق تعالى در فطرت بهایم نهاده که در هنگام مردن جثّه خود را از مردم پنهان مى‏ کنند چنانچه مردم مرده‏هاى خود را پنهان مى ‏کنند و اگر این چنین نباشد پس در کجاست مردار وحشیان و درندگان و مرغ ها و دیگر حیوانات که هیچ یک به نظر نمى‏ آیند و حال این که مرگ و میر آن ها اندک نیست که براى کمى تعداد پنهان باشند، بلکه اگر کسى گوید که از آدمى زیادتراند راست گفته است.

در کوه و صحرا به دسته هاى انبوه آهوان، گاوهاى وحشى، گورخران گوزن ها و بزهاى کوهى و همچنین به درندگانى چون شیرها، پلنگ ها، گرگ ها، کفتارها و… و به حشرات و جنبندگان روى زمین و به دسته هاى پرندگانى چون کلاغ ها، سنگخواره ها، غازها، کبوتران و پرندگان درنده و گوشتخوار بنگر. این همه حیوان گوناگون وقتى که مى میرند جز شمار اندکى که صیادى شکار کند و یا درنده اى بدرد هیچ کدام پیدا نیستند. این حیوانات وقتى که احساس کردند که زمان مرگشان فرا رسیده در جاى پست و گودى مخفى مى شوند و در همان جا مى میرند. اگر چنین نبود تمام دشت (و کوه و دریا) از بوى گندیده و فساد آنها فاسد مى شد و بیماری هاى کشنده اى چون وبا در همه جا منتشر مى گشت.

ayatmadari (kalagh-crow) (3)

بنگر که چگونه این خصلت آدمى که آن را در آغاز آفرینش انسان، از به خاکسپارى کلاغى توسط کلاغ دیگر فرا گرفت در سرشت حیوانات نهاده شده است تا آدمى از آلودگى و بیماری هاى گوناگون جان سالم به در برد؟

برگرفته از جلسه ۳۴۲ کلبه کرامت و جلسه ۶ کلبه کودک، استاد حسن عباسی

۵ نظر

  1. مخاطب آیت مدار، آقای مصطفی یوسفی، شعر زیر را در خصوص آیت مداری و آیت کلاغ سروده اند و برای سایت آیت مداری ارسال کرده اند:
    در صحنه ی دنیا پر از آیت حق است
    بنگر تو نظر باز بکن طاق نشانه است
    آموز تو حکمت ز کلاغی که خدایش
    والله حکیم است و تو بشنو صدایش

  2. با سلام
    راستش درباره حقیقت کلاغ یه کم زیاد اشتباه نوشتین!
    کلاغا همدیگه رو دفن نمیکنن!! من این قضیه رو در تحقیقات خارجی ها پیگیری کردم. راستش درسته که اونا دید آیت بین ندارن اما خوب تو شناخت حقایق پدیده ها خیلی از ما دقیق ترن اصلا جز این چیزی بلد نیستن!
    «واقعیتش اینه که وقتی کلاغی می میره بقیه کلاغا دورش جم میشن و یه حالت داد و هوار را میندازن اما این به معنی خاکسپاری نیست شاید بشه اسمشو گذاشت مجلس ختم اما از قبر و سنگ لحد و تلقین خبری نیست»!
    توی جاهای مختلف گفتن که این به این معنیه که اونا هم دیگه رو خبر می کنن و از وقوع یه تهدید به هم هشدار میدن و در واقع جان کلام این که می گن: بیشتر مواظب باشید اینجا حتما یه تهدیدی هست!
    این آدرسا رو چک بفرمایین:
    /http://news.nationalgeographic.com/2015/10/151003-animals-science-crows-birds-culture-brains

    http://www.livescience.com/53283-why-crows-hold-funerals.html

    • سلام علیکم
      ممنون از جست و جوی شما، این صحبت شما نفی کننده ی زیر خاک قرار دادن کلاغ مرده نیست. هر دو مطلب صحیح است و این چیزی که ما در این پست نوشتیم برگرفته از آیه ی قرآن است که ماجرا را (تدفین کلاغ مرده و هابیل) تعریف کرده است.

      • بله ممنون از توجه شما
        اما خوب خداوند می فرمایند که : « کلاغی را برانگیختیم» (بَعَثَ). خوب شاید کارویژه اون کلاغ این بوده که به قابیل نشون بده چطور جسد رو دفن کنه و قرار نیست که بقیه کلاغ ها هم اون رفتار رو داشته باشن؟!!
        ضمنا تو تفاسیر هم درباره عمل اون کلاغ هم اختلاف هست ینی معلوم نیس چی رو چطوری دفن می کرده.

  3. با سلام
    ممنون بابت اطلاعات اما بهتره یه نهج البلاغه هم مطالعه فرمایید علت دیده نشدن رابطه زناشویی این حیوان حجب و حیا نیست چون بارداری این حیوان به این صورت است که پرنده نر غذارا در دهان خود خیس میکند و به پرنده ماده انتقال میدهد و پرنده ماده باردار میشود
    و حتی طاووس هم جزو این پرنده هاست و طاووس نیز وقتی طاووس ماده پرهای خود را باز میکند طاووس نر از خلقت زیبای خداوند به گریه می افتد و طاووس ماده از اشک طاووس نر میخورد و باردار میشود این سخن حضرت علی (ع)است بی زحمت اصلاح بفرمایید
    اجرکم عندالرقیه (س)

جوابی بنویسید

ایمیل شما منتشر نخواهد شدخانه‌های ضروری نشانه‌گذاری شده است. *

*